مرتضى مطهرى
519
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىرود ، آن يك تكامل واقعى است و اين تكامل واقعى سبب مىشود كه آثار فنى و صنعتى كه به بازار مىآورد ، هريك نسبت به قبلى در مقام بالاتر و كاملتر باشد ؛ واقعاً صنعت يك حركت ديالكتيكى و ديناميكى نكرده كه بگوييم صنعت كامل شده ، انسان است كه كامل شده است . البته انسان كه تكامل پيدا مىكند ، به اصطلاح حكماى ما انسان يك موجود مكتفى بذاته نيست يعنى يك موجودى نيست كه بدون دخالت عوامل بيرونى و بدون اينكه از بيرون استفاده كند تكامل پيدا كند . از اين جهت مثل يك گياه است . يك گياه واقعاً تكامل پيدا مىكند اما نمىشود زمين هم نباشد باز تكامل پيدا كند ، ازهوا يا آب يا نور هم استفاده نكند و تكامل پيدا كند . انسان تكامل پيدا مىكند . تجربهاى كه انسان روى طبيعت مىكند ، تجربهاى كه انسان روى مصنوعات خودش مىكند ، اين تجارب به اصطلاح حكما علل و شرايط و معدّاتى هستند براى تكامل انسان ، يعنى انسان اگر درخانهاش نشسته باشد ولو اينكه بخواهد فكر كند ، بدون اينكه با طبيعت سروكار داشته باشد هرگز فكر او تكامل پيدا نمىكند . ولى اين ، معنايش آن نيست كه موضوع تجربهء انسان واقعاً يك حركت ديناميكى و تكاملى پيدا كرده ؛ آن كه يك حركت ديناميكى يا به قول اينها ديالكتيكى پيدا مىكند باز انسان است ولى انسان مانند هر موجود ديگر از موجودات عالم طبيعت به حكم آنكه يك موجود مكتفى بذاته نيست ( البته مىگويند افراد استثنايى انسان مثل پيغمبران مىتوانند مكتفى بذاته باشند ، غير آنها هيچ انسانى مكتفى بذاته نيست ) از علل و شرايط خارج استفاده مىكند و با كمك و استفاده از شرايط محيط است كه تكامل پيدا مىكند ولى آن كه تكامل واقعى پيدا مىكند اوست . چند مثال باز اين را با مثالهايى مىتوانيم روشن بكنيم . مىگوييم كه فلان بچه خطش كاملتر شده و پيش رفته است . اين از نظر تعبيرهاى عرفى و مجازى حرف درستى است ولى از نظر حقيقى نه ؛ اوست كه در خط نوشتن پيش رفته . خط ، آن است كه روى كاغذ آمده . آيا آن خطى كه آن بچه در كلاس اول نوشته ، همان است كه روز به روز دارد بهتر مىشود و حالا يك خط بسيار عالى شده است ؟ نه ، آن خطى كه در كلاس اول نوشته ، الآن هم كه نگاه كنيد به همان صورتى كه بوده هست ، ولى اين انسان است كه تمرين كرده ، بعد خط امروز او را كه با خط سال گذشتهاش مقايسه مىكنيم ، مىبينيم از آن كاملتر است ، مجازاً مىگوييم خطش تكامل پيدا كرده است . پس اين خودش يك مسئلهء بسيار اساسى است . اينجور چشم بسته مىخواهند بگويند تكامل ابزار توليد سبب تكامل اجتماع مىشود . اين را به شكلى بيان مىكنند كه گويى در واقع يك حركت تكاملى در آنجا وجود دارد و يك پويايى واقعاً در ابزار توليد هست . نه ، اين پوياييها در