مرتضى مطهرى
515
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
زيربناى جديد ايجاب مىكند ، پديد مىآيد . - [ پس مىگويند مذهب ] ناشى از يك ضرورت اقتصادى و وضع اقتصادى جامعه است و اين ضرورت خود به خود اين را به وجود مىآورد . استاد : وضع اقتصادى را دو جور مىشود تفسير و توجيه كرد : يكى اينكه مىگوييم در آن نظامى كه در ابتدا به وجود آمده بود - و خود آن نظام هم بايد به وجود مىآمد - در آن شرايط مناسب پديد آمد . ديگر آنكه مىگوييم در حالى كه نظامى داشت از بين مىرفت به وجود آمد كه يك نظام كهنهء محكوم به زوال را نگه دارد . - پس اين ضرورت نيست . استاد : بعد عرض مىكنيم . گفتيم حرفهايشان در اين جهت ممكن است متناقض باشد . پس مطلب را دوگونه مىشود تقرير كرد . يك وقت ما مىگوييم امور روبنايى و از آن جمله مذهب در شرايطى كه به وجود مىآيند ضرورت تاريخى اقتضا مىكند و خود مرحلهاى از مراحل تكاملاند كه بايد باشند ولى بعد از آنكه تدريجاً تغييراتى در زيربنا پيدا شد زيربناى جديد روبناى ديگرى را اقتضا مىكند ، آن وقت همين روبناها عامل ارتجاع و محافظه كارى مىشوند ، يعنى اينها عامل حفظ وضع موجود هستند ، مىخواهند وضع موجود را نگه دارند ، بر خلاف عوامل زيربنايى كه عوامل انقلابى است و مىخواهد وضع موجود يعنى روبناى موجود را تغيير بدهد . اين يك جور تقرير است . يك وقت در باب مذهب حتى اينجور هم نمىگوييم ، بلكه مىگوييم مذهب در هيچ شرايطى محصول تكامل جامعه نيست . يك جامعه در ابتدا كه به وجود مىآيد كه هنوز تضادها بالقوّه است مذهب در آن وجود ندارد . آن وقتى كه ميان دو طبقه ، طبقهء حاكم و طبقهء محكوم ، تضاد پيدا مىشود طبقهء حاكم در آن شرايط مذهب را براى حفظ وضع خودش اختراع كرد . دو تفسير است .