مرتضى مطهرى
493
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
استاد : اينها قهراً همينطور هم مىگويند . - مىتوان گفت حركت حيات را مىسازد . استاد : حركت خودش نوعى كار است منتها كار طبيعت است . ولى كار را در مورد جاندار مىگويند ، بعد جاندار كه يك موجود فعالى هست تكاملش مولود كار و فعاليت خودش است . - بعد از اينكه مىگويد كار و توليد هميشه اجتماعى است ، روابط توليدى را طرح مىكند . روابط انسانها با يكديگر در توليد را « روابط توليدى » مىنامد كه شكل حقوقى روابط توليدى عبارت است از روابط مالكيت . عدهاى اين انتقاد را به ماركس كردهاند آنجا كه طبقات را به سرمايهدار و كارگر تقسيم كرده است ؛ گفتهاند در سرمايه دارى موجود طبقهء ديگرى هست كه نه مالك است و نه كارگر بلكه كارفرما يا مدير است . پس مالكيت ملاك تقسيم طبقات نيست . استاد : كارفرما اصطلاحاً به همان خود سرمايهدار مىگويند . - كارخانههايى كه با سهام ايجاد شدهاند مالك ندارند . مقصود اين است كه تحليل ماركس نمىتواند شامل سرمايه دارى پيشرفتهء امروز شود و تقسيم جامعه به دو طبقهء سرمايهدار و كارگر غلط است . آن سهام ممكن است از خود كارگر يا از يك پيرزن بازنشسته باشد . سهام توسط بانكها جمع آورى مىشود و به يك عده مدير سپرده مىشود . آنها كارگرانى را استخدام مىكنند . طبق نظر « ارزش اضافى » ماركس كارگران حق واقعى خود را دريافت نمىكنند اما اين مديران حق خود را بلكه بيشتر دريافت مىكنند . استاد : به نظر نمىآيد كه اين اشكال وارد باشد . اينكه جامعه را تقسيم مىكند به دو طبقه : طبقهء سرمايهدار يا استثمارگر و طبقهء استثمارشده ، طبقهء استثمارگر منحصر به طبقهء مالك نيست ، مالك يا آن كسى كه به هر نحوى منافع مالك را تأمين مىكند ، دولت يا روحانيون به عقيدهء او . اينها هم جزو طبقهء استثمارگرند ، مالك نيست ولى استثمارگر هست ، يعنى جزء طبقهاى است كه از نظر او منافع مالك را تأمين مىكند . و الّا چنين نيست كه او بخواهد بگويد به همان معناى دقيق ، مردم به دو طبقه تقسيم مىشوند ، يا مالك و سرمايه دارند يا كارگر ، و طبقهء سومى وجود ندارد ؛ بلكه هر