مرتضى مطهرى
480
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كه اگر اينجور باشد اين دفعه بهتر خواهد شد . اين دفعه بهترش مىكند . اگر اين سنگ به اين شكل باشد بهتر خواهد شد ، صيقلى باشد بهتر خواهد شد ، به فكر صيقل زدنش مىافتد . آنوقت مىگويد : پس ابزارها تغيير مىنمايند « 1 » و با تغيير ابزار و ايجاد عمليات وسيعتر بر روى طبيعت ، وضعيت زندگى عوض مىشود . ابزار را خود انسان تغيير مىدهد . وقتى كه اينجا گفتيم انسان ابزار را تغيير مىدهد نه ابزارْ انسان را ، بعد عين همين حرف در ساير شئون مطرح مىشود . وقتى كه آن موتور تكامل در درون انسان است ، انسان همانطور كه به ابزار توليد خودش تكامل مىبخشد ، به زبان خودش هم تكامل مىبخشد ، نه اينكه ابزار توليد به زبانش تكامل مىبخشد . فرض كنيد خطش كه علامتهاست ، اول به صورت شكل سازى است ( خط هيروگليف ) ، مىخواهد مثلًا نان را به طرف بفهماند عكس نان را مىكشد ، بعد كم كم همان انديشهء انسان است كه اينها را تغيير مىدهد . همين قدر ما بتوانيم مطلب را [ به اينها بقبولانيم ] - چارهاى نيست و نتوانستند نظر خود را توجيه كنند - كه موتور تكامل در درون انسان است ، مىخواهيد شما اين نظريه را ايده آليستى بدانيد يا غير آن ، انسان است كه داراى چنين فطرتى و چنين استعدادى هست كه مىتواند ابزار توليد خودش را تكامل ببخشد و مىبخشد و تكامل جو هم آفريده شده است ؛ مىگوييم به همان دليل كه ابزار توليدش را تكامل مىبخشد علمش را هم تكامل مىبخشد ، قانونش را هم تكامل مىبخشد ، همه چيز ديگرش را هم تكامل مىبخشد . اينها هيچ نتوانستند قضيه را آنطور كه مىگويند توجيه كنند ، تكامل انسان را با تكامل ابزار توليد توجيه كنند به طورى كه انسان را تابعى از ابزار توليد بدانند . غرايز اصيل انسان نكتهاى كه قبلًا گفتيم باز بايد گفته شود و فراموش نشود ، در فصل « توليد » هم خواهد آمد كه اينها وقتى اصالت را براى اقتصاد و براى ماده و ماديات مىدانند ، صرفاً به جنبهء روان شناسى قضيه نظر ندارند . البته يك جنبهاى كه به آن نظر دارند همين است ولى صرفاً اين را نمىگويند چون آن به تنهايى نمىتواند به قول اينها تكامل را توجيه كند ، زيرا مىشود ايده آليستى . جنبهء روان شناسى مطلب يك بحثى روى غرايز است و آن اين است كه انسان داراى چه غرايز اصيلى هست ؟ كه
--> ( 1 ) نمىگويد پس انسان ابزار را تغيير مىدهد .