مرتضى مطهرى
476
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
- آن نظر ، يك روح ماوراء جامعه را در جامعه اثبات مىكند . استاد : درست است ، اگر باشد دليل همين است كه يك چيز ديگرى هست . ولى اينها حرفشان اين نيست ، نمىگويند شما هر نهادى از نهادهاى جامعه را بشناسيد همهء جامعه را مىتوانيد بشناسيد ، بلكه مىگويند هيچ نهادى را نمىتوانيد بشناسيد مگر اينكه اول نهاد اقتصادى جامعه را بشناسيد . - بعد باز يك نوع ديگرى از همان ابهام را آورده ، نقل قولى از . . . كرده : « اگر وسايل توليد و ايدئولوژى و تأسيسات اجتماعى را كه ارتباط متقابل و غيرقابل انكارى با يكديگر دارند به طور منفك تصور نماييم دچار اشتباه شدهايم . » يعنى بايد اين تأثير و تأثر متقابل اينها را در نظر بگيريم كه اگر اين كار را نكنيم مثل يك دور مطرح مىكنند چنان كه وقتى اين بحث مطرح مىشود كه چطور ممكن است اينها در هم تأثير داشته باشند مىگويند تو ديالكتيك را نفهميدهاى ، تو تأثير و تأثر متقابل را نفهميدهاى . به هر حال هرقدر هم اينها بخواهند تأثير و تأثر را قبول كنند يا در حد مساوى مىپذيرند « 1 » كه در اينجا زيربنا و روبنا معنى ندارد ، يا اينكه همان « تك عاملى » وجه مشخص اين نظريات است . مقصود مشخص بودن اين ابهامى است كه اينها استفاده مىكنند كه هرچقدر هم بخواهند كوتاه بيايند ، اگر بخواهند به حد مساوى برسند پس ديگر زيربنا و روبنا مطرح نيست . استاد : ولى آن جملهاى كه الآن خوانديد كه از . . . نقل كرده ، با جملههاى سابق اندكى منافات دارد ، يعنى اين جمله انعطاف نشان داده ؛ چون آنجا مىگويد كليد فهم تاريخ شناخت وسائل توليد است ، پس مىگويد كه اين را مىشود منفك از آنها شناخت ، آنها را نمىشود منفك از اين شناخت . ولى اين مىخواهد بگويد نه ، همه را با همديگر بايد شناخت . اين با آن فرق مىكند . - . . . براى اين امر ، بشر يك رشته عمليات توسط ابزارهاى خود بر روى طبيعت انجام مىدهد و با عمل بر روى طبيعت ، طبيعت نيز تغيير مىكند و عمليات جديد براى رفع احتياجات مادى ( خوراك ، لباس ، مسكن ) در طبيعتى كه اكنون به وجود آمده است به ابزار كاملترى احتياج دارد . پس ابزارها تغيير مىنمايند و با تغيير ابزار و ايجاد عمليات وسيعتر بر روى
--> ( 1 ) - در حد مساوى هم نمىپذيرند . استاد : بله ، در حد مساوى نمىپذيرند .