مرتضى مطهرى

465

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انتخاب براى خودش در همسر ، در مسكن ، در محل سكنى ، حتى در تبعيت ، در دين و مذهب . اينها را به عنوان يك ارزشهاى ما فوق ارزشهاى مادى مطرح مىكنند . آنوقت اين با تز اينها سازگار نيست . از طرفى هم نمىتوانند آزادى را به كلى نفى كنند ؛ آمده‌اند مونتاژ كرده‌اند ، مىگويند آزادى اقتصادى . آزادى اقتصادى [ با توجه به اينكه اينها تحولات اقتصادى را جبرى مىدانند ] آزادى نيست . « آزادى اقتصادى باشد » يعنى منافعشان در خطر افتاده ، خواسته‌اند منافعشان را آزاد بكنند ( خندهء استاد ) و حال آنكه آنچه در تاريخ وجود دارد اين نيست [ و همهء جنگها براى اين امر نبوده است . ] - و در دوره‌هاى ديگر حتى اين آزادى اقتصادى هم نمىشود وجود داشته باشد . استاد : درست است ، يعنى هر دوره‌اى بايد يك شكلى داشته باشد ، همه جا را نمىشود گفت آزادى اقتصادى . - بعد دولت را هم به همين ترتيب تحليل و تعليل كرده كه اعمال دولتى ناشى از تغييرات احتياجات اجتماعى و بالاخره تكامل قواى توليدى مىباشد ، يعنى خواسته نظريه‌اى را كه اصل سياست و مناسبات سياسى و زور را پايه قرار مىدهد ، رد كند . استاد : در مسئلهء منشأ دولت ، مىخواهند همان نظريهء معروف ماركس را بگويند كه دولت براى جامعهء انسان يك امر ضرورى نيست . در جامعهء اشتراكى اوليه دولت نبوده و بعد كه مالكيت پيدا شده دولت به دنبال پيدايش تضاد منافع طبقاتى پديد آمده است و لهذا در آينده هر وقت اين تضاد از بين برود دولت هم بايد از بين برود . مىگويد بعد كه بشر به مرحلهء سوسياليسم نهايى برسد ، دين و دولت و سرمايه را - كه اينها را سه عامل از خود بيگانگى بشر شمرده - قهراً ترك مىكند . - . . . مىگويد : انگلس نه تنها توليد را در تغيير اجتماعات عامل تعيين كننده مىداند بلكه آن را علت اساسى تغيير و تكامل بشر و افتراق آن از جادهء اوليه‌اش مىشمارد . انگلس توضيح مىدهد كه چطور در ميمونها اعمال دست و پا از يكديگر تفكيك و در اثر از بين رفتن جنگلها عمل پا براى تعقيب شكار ، پيوسته صورت كاملترى اتخاذ كرده و ديده شده است كه ميمونها براى حفظ خود از تغييرات جوّى به ساختن لانه و يا بهتر بگوييم خانه اقدام كرده‌اند و اين كار توسط دست انجام شده است .