مرتضى مطهرى

430

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

معنى دقيق « پركسيس » در ماركسيسم آنچه كه اينها « پركسيس » مىنامند بيشتر از آن حدى است كه امثال بيكن گفته‌اند . از مجموع قرائن به دست مىآيد كه پركسيس را به « فلسفهء عمل » ترجمه كردن شايد درست نيست ، يعنى كمى دقيقتر بايد ترجمه كرد . پركسيس عمل است ، ولى نه صرف مفهوم عمل و كار را كه ما به آن بدهيم براى آن كافى باشد ؛ اگر هم مىگوييم عمل و كار ، مقصود تغيير است . پركسيس يعنى فلسفهء عمل به معنى تغييردادن و با تغييردادن شناختن . انسان يك موجود پركتيك است ، يعنى يك موجودى است كه دائماً مىخواهد تغيير بدهد و با تغييردادن بشناسد . اين است كه انسان پركسيسى دارد در برابر طبيعت ، مىخواهد طبيعت را تغيير بدهد و با تغيير بشناسد و هم بسازد . پس سه عنصر اينجا در [ كار است ] : پركسيس تغييردادن است و شناختن و ساختن . پركسيس انسان در برابر طبيعت همين است كه دست به تجربهء طبيعت مىزند . « به تجربهء طبيعت » هم كه اينها مىگويند ، مىدانيم اينها همهء حرفهايشان به اصطلاح مفهوم انقلابى و مبارزه دارد . مىگويند كه انسان خود را در برابر طبيعت مىنهد و طبيعت مىشود به منزلهء تز و او مىشود آنتى تز و به جنگ طبيعت مىآيد . حالا ديگران مىگويند كه طبيعت را تجربه مىكند ، اينها مىگويند كه « به جنگ طبيعت مىآيد » . طبيعت را در عمل تغيير مىدهد و مىشناسد و مىسازد . اين ، پركسيس انسان در برابر طبيعت . پركسيس انسان در برابر انسان . انسان هميشه مىخواهد انسانهاى ديگر را تغيير بدهد و بشناسد و قهراً بسازد . نوع سوم ، پركسيس انسان است نسبت به خودش . انسان خودش را هم مىخواهد تجربه كند ، تغيير بدهد و بشناسد و بسازد . خيلى كارها كه انسان مىكند درواقع در خودش عمل مىكند ، خودش هم فاعل است هم منفعل ، در خود تغيير ايجاد مىكند و خود را مىخواهد اكتشاف كند و خود را مىخواهد بسازد . تا حدودى خيلى مسائلش درست هم هست . يك حرفى در مورد بچه گفته مىشود كه بچهء كوچك همين قدر كه به سن يك سالگى مىرسد و روى زمين مىخيزد يا كمى راه مىرود مىبينيد چقدر خرابكار است ؟ بعضى اين را حمل مىكنند به طبيعت خرابكارانهء انسان . به يك استكان مىرسد آن را مىزند به نعلبكى ، نعلبكى را مىزند به استكان ، هر دو را مىريزد در پارچ ، آن را مىريزد و هرچه كه به دستش برسد آرام نمىايستد ، دستى به آن مىزند ، كارى مىكند كه از نظر ما آن كار خرابكارى است . اين در واقع همان حالت پركسيس است . البته اين را روان شناسان هم گفته‌اند كه اين همان حس شناخت است در او ، يعنى كاوش . براى ما چون مطلب كاوش شده هست تازگى ندارد ( استكان را بزنيم به نعلبكى ، خوب مىشكند ، بارها تجربه كرده‌ايم ، اين مطلب را