مرتضى مطهرى
421
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دارد ارزش عملى دارد ؛ ممكن است يك مسألهاى ارزش نظرى داشته باشد ، [ مثل اين كه ] در دورترين كهكشانها چه خبر است ، ولى براى ما هيچ ارزش عملى نداشته باشد . يا بين ايندو حتى عموم و خصوص من وجه است و بعضى امور ، هم ارزش نظرى دارد هم ارزش عملى ؛ بعضى امور ارزش نظرى دارد ارزش عملى ندارد ، مثل همين مثالى كه گفتيم ؛ بعضى امور ارزش عملى دارد و ارزش نظرى ندارد ، يعنى انسان گاهى با يك حرف پوچ نتيجههاى خوب و مفيد ممكن است بگيرد . اين خودش يك مسألهاى است كه قابل بحث است كه آيا مىشود از يك سخن پوچ نتيجههاى مفيد را احياناً گرفت يا نه ؟ نمىخواهم بگويم اين حرف درست است ، ولى مسألهاى است قابل طرح ، به اين زوديها هم نمىشود . . . « 1 » مسئلهء دروغ مصلحت آميز و راست فتنهانگيز همين است . يك « راست » ارزش نظرى دارد ولى از نظر عملى ارزش منفى دارد ، و در يك جا دروغ هيچ ارزش نظرى ندارد و ممكن است ارزش عملى داشته باشد . البته به اين سادگى نمىشود از اين مسئله گذشت . حالا طرح كرديم ، نه اينكه خيال كنيد ما اين مطلب را تأييد مىكنيم كه [ نسبت ميان ايندو ] حتماً عموم و خصوص من وجه است و مىشود براى اين قضيه از دروغ استفاده كرد ولو اينكه هدف صددرصد حقيقت باشد ؛ چون اين بحث را امروز به شكلهاى مختلفى كردهاند . بعضى از مصريها اين مطلب را طرح كردهاند . البته به اين بيانى كه من مىگويم نگفتهاند ، چيز ديگرى گفتهاند كه من به اين بيان مىگويم : يكى از آن مواردى كه ارزش نظرى ندارد و ارزش عملى دارد افسانههاى پندآموز است . كليله و دمنه چه ارزش نظرى دارد ؟ شير به روباه چنين گفت و بعد خرگوش به روباه چنين گفت ، بعد چنين و چنان كردند ؛ يك داستانى كه سراسرش پوچ و بىمعنى است ولى سراسرش هم پند و اندرز است . اغلب داستانهايى كه سعدى آورده ، حتى همانهايى كه به نام انسانها گفته است ، ارزش تاريخى كه ندارد ، از نظر تاريخى بىارزش است ولى از نظر عملى با ارزش . [ همينطور ] داستانهايى كه مولوى آورده . البته منشأ بيشتر قريب به اتفاق اينها پيدا شده ، يعنى اختراع خود مولوى نبوده ، يك ريشهاى دارد ، ولى بسيارى از اينها ريشه هايش افسانههاى گذشته است كه خود مولوى هم احياناً مىداند افسانه بوده ، و بعضى موارد هم اگر ريشهء تاريخى يا افسانهاى قبل از مولوى دارد ، مولوى خودش قضيه را پرورش داده ، بعد نتيجهاش را گرفته است . او مىگويد تو به نتيجه نگاه كن ، « خُذِالْغاياتِ وَ اتْرُكِ الْمَبادى » . او كارى ندارد كه حالا اين قصه از نظر تاريخى واقعاً راست است يا راست نيست ؛ او بيشتر ، نظرش به آن نتيجهء عملى است كه مىخواهد بگيرد . حتى بعضى از مصريها پا را بالاتر گذاشتهاند ، گفتهاند قرآن هم در قصص خودش اين راه را
--> ( 1 ) [ نوار چند ثانيهاى افتادگى دارد . ]