مرتضى مطهرى
377
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
استاد : عرض كردم چنين حرفى را نگفتهاند ؛ گفتم ممكن است چنين حرفى بزنند . - يعنى آنها هم كه مىگويند روبنا و زيربنا ، يعنى آن يكى سوار بر آن است ، وجودش را از آن دارد ، منتها تأثير هم روى آن مىگذارد . استاد : تأثير مىگذارد يعنى چه ؟ اين وجودش را از آن دارد يعنى چه ؟ يعنى علتِ اين است ، پس اين روى آن اثر مىگذارد . معناى علت و معلول غير از اثر گذاشتن ، چيز ديگرى نيست . پس وقتى شما مىگوييد اين هم روى آن اثر مىگذارد ، يعنى اين هم به نوبهء خودش علت است براى آن . - فرض كنيم يك سنگ را در جايى نگه مىداريم . طبق نيروى جاذبه ، زمين اين را به طرف خودش مىكشد ، اين هم زمين را به طرف خودش مىكشد . منتها شتابى كه زمين به اين سنگ مىدهد خيلى بيشتر از شتابى است كه اين سنگ به زمين مىدهد . پس اينها روى هم تأثير متقابل دارند ، منتها تأثير زمين روى اين خيلى بيشتر است از تأثير اين روى زمين ، يعنى زمين نسبت به اين سنگ زيربناست . استاد : شما آنجا كه مىگوييد « تأثير » در واقع تأثير ندارد ، يعنى در عمل هيچ تأثيرى ندارد . آنجا اقتضاى تأثير است . فرض كنيد انسان پهلوانى در اينجا نشسته ، بچهاى هم آن طرف نشسته . يك سر ريسمانى دست آن پهلوان ، يك سر آن هم دست اين بچه است . بچه هم مىكشد اين هم مىكشد . تأثير بچه در حال اقتضا و قوه باقى مىماند و به فعليت نمىرسد ، يعنى آن بچه اين پهلوان را يك ميليمتر هم از جاى خودش تكان نمىدهد ولى او بچه را مىكشد و به سوى خود مىآورد . مثال ديگر بهتر از اين برايتان عرض كنم . شما در يك كفهء ترازو يك وزنهء سه كيلويى مىگذاريد و در كفهء ديگر يك وزنهء يك كيلويى . وزنهء يك كيلويى البته به اندازهء يك كيلو فشار مىآورد ولى فشارى كه اثر روى كفهء ديگر نمىگذارد ، يعنى آن را حتى يك ميليمتر هم از جاى خودش بلند نمىكند ، نه اينكه روى آن اثر مىگذارد . مىخواهد اثر بگذارد ولى آن متأثر نمىشود . فرق است ميان اينكه وقتى عامل مؤثرى مىخواهد روى شيئى عمل كند آن شىء هم از اين اثر بپذيرد يا اثر نپذيرد . [ اگر ] اثر نپذيرد تأثير او به حال بالقوه باقى مىماند . ديگر ما اينجا نمىتوانيم بگوييم تأثير دارد منتها اثر اين كمتر است و اثر آن بيشتر ؛ چون تأثير و تأثر به قول آقايان « متضايفين » هستند ؛ نمىشود تأثير وجود داشته باشد و تأثر وجود نداشته باشد . بله ، در اين موارد تأثيرِ بالقوه هست نه تأثير بالفعل .