مرتضى مطهرى
378
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
- آنها مىگويند بالفعل هم تأثير دارد ، يعنى روبنا روى زيربنا تأثير بالفعل دارد . استاد : پس اين مثال درست نيست . حال در آنجا به قول شما مىگوييد [ روبنا ] اثر مىگذارد ، چرا تأثيرش كم است ، روى چه مقياسى ؟ اين كمى و زيادىاش از چيست ؟ در باب مثالى كه شما گفتيد ، چون روى فرمول علمى است [ تأثير متقابل درست است ، ] يعنى اين جسم است آن هم جسم است ، روى قانون علمى مقدار قوهء جاذبهء جسم تناسب خاص دارد با جرم آن . جرم اين جسم از جرم آن جسم بيشتر است پس مقدار نيروى اين بيشتر است از مقدار نيرويى كه آن وارد مىكند . ولى در آنجا شما چگونه مىتوانيد [ اين سخن را ] بگوييد ؟ آيا مىتوانيد بگوييد اقتصاد منشأ يك نيروست و فرهنگ هم از اين جنس است ولى كوچكتر از آن ، و چون از آن كمتر و كوچكتر است اثرش روى آن كمتر است ؟ - نه ، آنها اينطور مىگويند كه خود فرهنگ زاييدهء روابط توليد و روابط اقتصادى است . استاد : چرا اقتصاد زاييدهء فرهنگ نباشد روى اصل تأثير متقابل ؟ - مىگويند عملًا داريم مىبينيم . استاد : مىگوييم درست . من نگفتم آن حرف باطل است . ممكن است آن حرف باطل نباشد ولى با ديالكتيك جور در نمىآيد . يا بايد شما دست از يكى از اصول ديالكتيك برداريد و بچسبيد به همان ماترياليسم تاريخى ، و يا بايد اين را بگيريد و از آن دست برداريد . حرف من اين است كه ايندو با يكديگر غيرقابل جمع است ؛ يا بايد از اين دست برداريد و يا از آن . - يعنى قابل جمع بودنشان منافات دارد با اصل عليت . استاد : با اصل عليت به شكلى كه اينها قائل هستند كه اصلًا هر علتى در عين عليت معلول هم هست و هر معلولى در عين معلوليت علت هم هست . همه چيز در همه چيز اثر مىگذارد ، هر ذرهاى از ذرات عالم روى هر ذرهاى از ذرات عالم اثر مىگذارد ، بلكه ماهيت هر چيزى نيست مگر مجموع وابستگيهايش به اشياء ديگر . و الّا اگر مثلًا متكى بر يك امر تجربى مىبود ، همانطور كه قانون جاذبه متكى بر يك امر تجربى است ، و مىشد آن را تحت فرمول درآورد [ اشكالى نداشت . ]