مرتضى مطهرى

310

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هگل هم صرفاً ديالكتيك انديشه نيست ، ديالكتيك عمل است و لهذا هگل تضادها را تقديس مىكند و تضاد را عامل پيشرفت مىداند و جنگ و مبارزه را تقديس مىكند . اين است كه قسمتهاى زيادى را از هگل در همين زمينه نقل كرده است . شايد خود ماركسيستها اغلب اين‌جور بگويند كه ديالكتيك هگل صرفاً منطق انديشيدن بود ولى ماركس آن را از صورت منطق انديشيدن به صورت منطق عمل درآورد ، ولى اين مىگويد نه ، او هم به صورت منطق عمل در آورد ؛ بله ، تفاوتشان در يك نوع استنباط جامعه شناسانه بود كه او روح تاريخ را انسان مىداند آن هم انسان [ رو به ] پيشرفت و بعد هم مثلًا انسان مغرب زمين را خلاصهء انسانهاى جهان مىداند و در مغرب زمين هم نژاد آلمان را زبدهء نژادهاى ديگر مىداند ، پس مىگويد تكامل در نژاد آلمان متمركز شده و بعد هم دولت را روح ملت مىداند و بنابراين روح بشريت ، عاليترين مرحلهء بشريت در دولت آلمان متمركز شده است ، يعنى ذهنش متوجه آن شده است . ولى ماركس و ديگران متوجه طبقات شدند و آن راه هگل را نرفتند ، اما در [ اين ] اصل كلى كه ديالكتيك هگل هم همان‌طور كه منطق انديشيدن و فن انديشيدن است ، فن عمل هم هست ، با هگل وجه اشتراك دارند . خصلت نسل جوان : دگرگونى طلبى اين است كه جاذبهء بزرگى كه الآن ماركسيسم در دنيا دارد همين است ، كه در باب علل گرايش به ماركسيسم - كه اگر من يك وقت موفق بشوم دلم مىخواهد كتابى هم در اين زمينه بنويسم - شايد عمده‌ترين عامل همين است ، يعنى به‌طور كلى اين يك خصلتى است در نسل جوان كه نسل جوان دگرگونى طلب است ، پيشرو و مبارز است . اين يك انرژى است در او كه مىخواهد كار و فعاليت كند . آن وقت هر فلسفه و هر منطقى كه به او راه عمل و مبارزه را نشان بدهد مىتواند او را جذب كند . اينكه درست يا غلط نشان بدهد ، اشتباه كرده باشد يا نكرده باشد ، احياناً اشتباهات بزرگى هم مرتكب شود [ مهم نيست ، ] همان‌طور كه خود ماركس مرتكب شد ، يعنى همان مكانيسم عمل او خيلى اشتباه كرد ، يعنى او طرز كار كردن اين ماشين را نشان مىداد ، بعد معلوم شد كه نه ، درست نتوانسته‌اند نشان بدهند و عوضى نشان داده‌اند ؛ يعنى شكست خوردن از نظر انديشه مسئلهء مهمى نيست ، عمده اين است كه اين [ فلسفه و اين منطق ] راه تو را باز كرده است . آقاى شيخ محمدتقى قمى مىگفت ابتدا كه « اخوان المسلمين » در مصر تأسيس شد به وسيلهء شيخ حسن بنّا كه مرد بسيار خالص و مخلص و متدينى بوده و واقعاً معتقد و با ايمان و فداكار و فدايى و پايه گذار اصلى اخوان المسلمين و جزء پايه گذاران تقريب بين المذاهب الاسلاميه و يك آدم حرّ آزادى بوده و لهذا تمايلات شيعى هم داشته است ، در حدود سال 1322 - كه ما آن وقت قم بوديم - مرحوم آقا سيد محمد تقى خوانسارى به حج مشرف شدند ، همان سال شيخ حسن بنّا هم