مرتضى مطهرى

311

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در مكه بوده . چون مرد قوى و مقتدرى بود سعوديها از او حساب مىبردند . مثل اينكه ملاقاتى با آقاى خوانسارى هم كرده بود . در مسجد مدينه يك سخنرانى خيلى عالى كرده بود راجع به حضرت زهرا بالخصوص و حتى راجع به مظالمى كه نسبت به حضرت زهرا تاريخ كرده و خلفا كرده‌اند . آقاى قمى كه با او در دارالتقريب خيلى نزديك بود مىگفت اين اخوان المسلمين كه او به وجود آورده بود هر كدام اينها مثل يك پاره آتش بودند ، درست مثل اسفندى كه روى آتش باشد كه همين جور جرقه مىزند ، مرتب مىخواستند كارى بكنند و لهذا اينها آن زمان چند ترور مهم كردند ، از جمله امام يحياى يمن را ترور كردند . شيخ حسن بنّا خودش به فكر افتاد كه يك راهى براى اينها بايد جستجو كرد . آن وقتها كانال سوئز در اختيار انگليسها بود و او براى اينكه اينها اصلًا نمىتوانند آرام بگيرند طرح بيرون راندن انگليسها از كانال را مطرح كرد . روزى بنّا آمد و گفت : « مشكل را حل كردم ، مسئلهء كانال ، هم راه صحيح و مشروعى است و هم جوانها بايد كار كنند . » آنها به شكل عجيبى فعاليت مىكردند . در آن جنگ اول با اسرائيل ، اينها فداكاريهايى كردند كه فداكاريهاى صدر اسلام فراموش شد ، منتها اين رؤساى عرب خيانت كردند ، نامردها ، كه الآن هم دارند خيانت مىكنند . مىگفت در يك حملهء اينها به پايگاه اسرائيليها ، آنها سيمهاى خاردار زيادى كشيده بودند ، اينها در حال حمله يك وقت به آنجا رسيدند ، وسيله‌اى نداشتند كه از روى آن سيمها عبور كنند ، پيشنهاد كردند كه افرادى بيايند وسيله شوند ، چند نفر آمدند خودشان را انداختند روى سيمهاى خاردار و ديگران اينها را پُل قرار دادند و عبور كردند كه بدن اينها له شد . غرض اين است كه ماركسيسم به همين دليل كه دانش مبارزه است در دنيا موفقيت پيدا كرده است نه به دليل اينكه منطقش منطق درستى است ، به دليل اينكه براى يك طبقه‌اى راه گشوده ، راه مبارزه ؛ و لهذا اگر روزى در دنيا مبارزه متوقف بشود ، اگر به همان ماركسيسم واقعى يعنى به دنياى بى طبقه برسند ، همان روز است كه ديگر ماركسيسم هيچ جاذبه‌اى نخواهد داشت ، يعنى روز شكست ماركسيسم است . به هر حال اين مسئله مسئلهء مهمى است و انصافاً هم هر ايدئولوژى بايد مكانيسم عمل داشته باشد يعنى بايد بر اساس يك انسان شناسى ، انسان فردى و انسان اجتماعى ، بر اساس شناخت فرد انسان و جامعهء انسان ، راه تحقق بخشيدن ايده‌ها را منطقاً نشان بدهد ، راه عمل و كوشش را منطقاً نشان بدهد . چنين ايدئولوژى موفق مىشود . همين مسئلهء مكانيسم عمل يك راز بزرگ موفقيت ماركسيسم است . بحثمان رسيد به اول فصل دوم : فلسفهء ماركسى ، فلسفهء ماديگرا . - از اين كتاب ، غير از چهل صفحهء اول باز هم مىخوانيم ؟