مرتضى مطهرى

299

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

داستان مشهور « ارباب و برده » است كه چون طولانى است در اينجا به نقل آن نمىپردازيم . » ادامهء متن : « هر هستى ، هر فكر و هر نهاد ، ابتدا تصديق به موجوديت خود مىكند . اين مرحلهء تولد و مرحلهء تز است . اما هنگامى كه ضمن رشد ، خود را تحميل مىكند مخالفتى بر مىانگيزد و ضد خود را ايجاد مىكند كه مرحلهء آنتى تز است ( مانند نوجوانى كه از راه مخالفت با والدين به تأييد شخصيت خود مىپردازد ) و از مبارزه‌اى كه چنين پديد مىآيد فكر يا نهاد برترى ظهور مىكند كه اضداد را در يك سنتز برتر آشتى مىدهد . چه شكوهمند پيشرفتى و چه نيك فرجام فرايندى ، زيرا تاريخ ، بدون آنتى تز بايد چون ترازويى بىحركت متوقف مىشد . بدون طغيان پيشرفت هم نمىبود و بدون مفيستو « 1 » ، فاوست « 2 » هم موجوديت نمىيافت . » استاد : گوته كتابى دارد به نام فاوست . مثل اين كه قهرمانشان فاوست است كه او مظهر خوبى است ، آن وقت نقطهء مقابلى دارد [ كه مفيستو باشد . ] اشاره مىكند به كتاب فاوست گوته . اما بدون سنتز هم مبارزه ابدى مىشد . مزيت سنتز در بر عهده گرفتن « آفهيبن » و فراتر رفتن است ، ضمن حفظ آنچه مورد تأييد تز و آنچه مورد انكار آنتى تز بود . ( به عبارتى روشنتر : آنچه در هر يك از ايندو حقيقى يا به قول هگل واقعى بود . ) چنين است كه مىبينيم حكومت سلطنتى تسليم انقلاب مىشود و سپس حكومت انقلاب با بازمانده‌هاى حكومت سلطنتى تركيب مىشود و حكومت امپراطورى را پديد مىآورد . ( ناپلئون افكار هگل را به راستى مسحور خود كرده بود . ) « 3 »

--> ( 1 ) Mephisto . ( 2 ) Faust [ در پاورقى آمده است : فاوست قهرمان بسيارى از آثار ادبى ، از جمله قهرمان يكى از نمايشنامه‌هاى گوته به همين نام است كه در آن مفيستو كه تجلى شيطان است به فاوست پيشنهاد مىكند در برابر غنائم دنيوى روحش را به او بفروشد . ] ( 3 ) [ در پاورقى آمده است : هگل كه در سال 1806 پس از نبرد ينا ( Iena ) با ناپلئون ملاقات كرده بود ، نوشت : « مشاهدهء تجلى روح عالم در يك شخص و مشاهدهء اينكه فردى كه اينجا در يك نقطه تمركز يافته و بر اسب نشسته ، دست خود را بر جهان مىگسترد و بر آن تسلط مىيابد چيز فوق العاده باشكوهى است » . ]