مرتضى مطهرى
300
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مكانيسم جدل 1 . مكانيسم انديشه همين جا بايد خيلى توقف كرد . ما قبل از اينكه به بحث ماترياليسم تاريخى برسيم - كه اصل بحث ما آن است - الآن داريم منطق هگل را مىخوانيم . مؤلف در ابتدا مىگويد ما بايد دو موضوع اصلى انديشهء هگل را به عقد يكديگر در آوريم . آن دو موضوع اصلى ، يكى موضوع سه دورهء تحول حيات است كه حيات در سه دوره تحول پيدا مىكند : تولد ، رشد ، تنزل . زندگى بر اين اساس است كه حيات اول تولد پيدا مىكند ، بعد در يك مدتى رشد مىكند ، بعد هم تدريجاً تنزل پيدا مىكند ، و اگر مرگ را يك مرحلهء جداگانه بدانيم قهراً چهار مرحله مىشود . مثلًا انسان را در نظر بگيريم ، اول تولد پيدا مىكند ، يك مدتى رشد مىكند ، بعد يك مدتى رو به انحطاط مىرود ، پايانش هم مرگ است . حالا آن را ذكر نكرده . اين يك چيزى است كه گويا فكر هگل را خيلى به خود مشغول كرده بوده ، سه دورهء تحول حيات . مىدانيم كه اين سه دوره از مختصات حيات است . اين خودش يك مسئلهء مهم و جالب توجهى است . در غير حيات اينطور نيست ، يعنى بيجانها سه دوره ندارند بلكه دو دوره دارند ، تولد و سپس تنزل . مثلًا اگر آبى در عالم تكوين بشود ، همان ساعت اول تولد آب ساعت تنزل آب هم هست ، يعنى اينجور نيست كه آب يك مرحلهء رشدى را بخواهد طى كند . ( البته تنزل هم در آن هست ، كه حالا تنزل در آن هست يا نيست ، عرض مىكنم ) و هر موجود بيجانى همينطور است . يك شىء معدنى اگر تكوّن پيدا كند ، بعد تدريجاً رو به پيرى مىرود ( همان كه به آن « آنتروپى » مىگويند ) ولو در درون خودش بدون آنكه محسوس باشد ، در اثر تشعشعهايى كه مثلًا در اتمهايش پيدا مىشود . تنها حيات است كه به ظاهر از اين قانون مستثنى است ؛ يعنى حيات ، اول كه پيدا مىشود از ضعف شروع مىكند ، بعد مدتى رو به رشد مىرود ، بعد كه دورهاى را طى كرد ( رشدش تا بىنهايت ادامه ندارد ) كم كم دورهء كهولتش شروع مىشود ، بعد رو به تنزل مىرود تا منتهى مىشود به نيستى . البته دو گروه مىتوانند به اين مطلب ايراد بگيرند ، بگويند اساساً ما چنين سه دورهاى نداريم . يكى اينكه يك كسى بيايد در مورد بيجانها بگويد در بيجانها همان تولد است و تنزل هم نيست . مثلًا آبى اگر پيدا شد آب ، ديگر در درون خودش رو به تنزل نيست مگر اينكه يك عامل بيرونى آن را از آب بودنش خارج كند و الّا آب هميشه آب باقى مىماند . پس اساساً در مورد بيجانها همان تولد است و بعد هم ادامه ، نه رشد است و نه تنزل . نقطهء مقابل ، اين است كه [ كسى ] قائل بشود در حيات هم اين سه دوره وجود ندارد ، كما اينكه خيليها امروز اين حرف را مىزنند ، از جمله آقاى مهندس بازرگان در كتابهايش خيلى روى اين قضيه ( ترموديناميك ) اصرار دارد . اينها مدعى هستند در موجودات زنده هم عليرغم اينكه ما خيال