مرتضى مطهرى

294

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حرف يك مفرّى پيدا كردند . آيا ممكن است متحرك عين محرك باشد ؟ حال اين با حرفهاى فلسفهء ما در كجا ارتباط پيدا مىكند ؟ در فلسفهء ما مطلبى مطرح است و آن اين است كه آيا اساساً ممكن است متحرك عين محرك باشد ؟ كه تقريباً اين خودش منحل به دو مسئله مىشود : يكى اين كه بگوييم اساساً متحرك نيازمند به محرك نيست ؛ اصلًا چه كسى گفته است كه يك حركت نيازمند به محرك است ؟ يعنى حركت نيازمند به عاملِ دهنده ، به عامل محرك ، به فاعل نيست ؛ حداكثر اين است كه نيازمند به قابل يعنى متحرك باشد ، نه فاعل يعنى محرك . اينجا دو بحث مطرح مىشود ، يكى اثبات اينكه حركت نيازمند به محرك هست ، طبيعت و ذات حركت به نحوى است كه امكان ندارد بدون اينكه نيرويى در كار باشد حركت به وجود بيايد . بحث ديگر همين مطلب اينجاست . نمىگوييم متحرك محرك نمىخواهد ، ولى يك شىء خودش محرك خودش باشد . آنجا هم باز مىگويند يك شىء مىتواند خودش محرك خودش باشد اما يك شىء مركب ، يعنى يك شيئى كه داراى دو حيثيت و دو خصوصيت است ، از يك خصوصيت دهندهء حركت باشد و از يك خصوصيت ديگر گيرنده ، و الّا آنجا كه پاى دهندگى و گيرندگى در كار باشد محال است كه يك شىء از حيثيت واحد ، هم دهنده باشد و هم گيرنده ، كه مساوى با اين است كه يك شىء در آن واحد هم واجد چيزى باشد ، از آن جهت كه دهنده است ، و هم فاقد آن چيز باشد از آن جهت كه گيرنده است ؛ يعنى شىء از آن جهت كه گيرنده و قابل چيزى است بايد فاقد آن باشد تا بگيرد و از آن جهت كه دهندهء آن چيز است بايد به نحوى واجد آن باشد تا آن را بدهد . بنابراين يك شىء مركب از دو حيث مىتواند هم دهنده باشد هم گيرنده . مثال مىزنند كه يك طبيب مىتواند خود معالجه كنندهء خود باشد ، يعنى هم خود معالج باشد و هم خود متعالج باشد ، اما اين از دو جنبه است ، طبيب از جنبهء نفس و روح و علم خودش معالج است و از جنبهء بدن خودش متعالج . اين دو حيثيت مختلف است ، و الّا عيناً از همان حيثيتى كه معالج است نمىتواند متعالج باشد . بعد كه اين بحث را طرح كردند مىگويند پس در طبيعت ، يك شىء مىتواند در آن واحد هم محرك باشد هم متحرك ( نه به آن معنا كه شىء متحرك باشد محرك نداشته باشد ) اما از دو جهت و دو حيثيت . بعد بحث ديگرى طرح مىشود كه اگر شيئى در طبيعت محرك باشد خودِ محرك هم بايد متحرك باشد ، يعنى نمىشود شىء در طبيعت باشد و محركِ غير متحرك باشد ؛ يعنى بحث روى محرك مىآيد كه خود محرك كه محرك اين متحرك است ثابت است يا متحرك ؟ از ايندو نمىتواند بيرون باشد . بعد ثابت مىكنند كه هر محركى همين قدر كه وابسته به طبيعت و ماده باشد