مرتضى مطهرى

263

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

استاد : يعنى در شاگردها به اين گروه پيوست . - يعنى منظور از اين دو گروه در اينجا يك گروه است ؟ استاد : بله ، همه يك گروهند . ضمناً از اينجا معلوم مىشود كه ماركس بر خلاف خود هگل [ فيلسوف نبوده است . ] هگل فيلسوف زبردستى است ، يعنى افكار خيلى زيادى دارد ، واقعاً مادر و پدرِ اين افكار جديد شمرده مىشود ، منتها اساس فلسفه‌اش يك اساس خاصى هست يعنى خيلى بر اساس توهمات و اين‌جور چيزهاست ؛ ولى يك آدمى است كه بالاخره مىشود گفت كه فيلسوف بوده . در فلسفه خيلى كار كرده ، خيلى زحمت كشيده ، سالها تدريس مىكرده ، كارش و فنش اين بوده است . ولى ماركس اساساً تحصيلات فلسفى نداشته ، تحصيلاتش منحصر به همان سه چهار سال دانشگاه بوده ، يعنى در حدى كه او در دانشگاه بوده است . بعد از آن كه از دانشگاه هم خارج شده نه تحصيل فلسفه كرده و نه تدريس فلسفه ؛ مطالعاتش بيشتر در مسائل اجتماعى و اقتصادى و تاريخى بوده و بعد هم مبارزات اجتماعى و عملى ؛ يعنى يك آدمى نيست كه از نظر كار كردن در فلسفه ، بگوييم مثل يك فيلسوف زياد كار كرده و زياد فكر كرده ؛ نه ، يك نظرياتى همان اول پيدا كرده ، همانها را هم دنبال كرده است . انگلس هم همين جور است . اصلًا كارهاى فلسفىاى كه به نام اينها معروف است ، بيشتر كارها را انگلس كرده نه ماركس و شايد اصلًا نبوغ فلسفى انگلس هم خيلى بيشتر از ماركس بوده ، منتها او نسبت به ماركس خيلى صميميت داشته است ؛ اين است كه كارهايش را با كارهاى او مخلوط كرد و احياناً به نام او كرد و نقطه ضعفهاى كارهاى او را اصلاح كرد . خودش را به صورت يك تابع نشان داد و الّا شاگردش نبوده است . « شاگرد » در دنيا معروف شده ، يعنى به عنوان تابع ، ولى تابعى است كه نسبت به ماركس خيلى اخلاص و صميميت داشته است . ما مىخواهيم تشريح كنيم كه واقعيتهاى زمان ماركس كه در ماركس اثر مىگذاشت و هم افكار و فلسفه‌هايى كه در زمان او بوده كه در او اثر داشته چه بوده ؟ به‌طور خلاصه اين موضوع را بيان كنيم كه محيط چه محيطى بود از نظر واقعيتها و چه محيطى بود از نظر افكار و انديشه‌ها .