مرتضى مطهرى
262
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وضع طبقاتى اوست . مىخواهيم ببينيم كه خود ماركس و انگلس چه موقعيت طبقاتى داشتند كه چنين افكار و انديشههايى پيدا كردند ؟ آيا موقعيت طبقاتىشان اقتضا مىكرد كه چنين انديشههاى انقلابى پيدا كنند بر ضد سرمايه دارى يا نه ؟ يا يك جا يك سرمايهدار تبديل مىشود به يك انقلابى ضد سرمايهدار ؟ اين چگونه قابل توجيه است ؟ هگل گويا دو طبقه شاگرد داشته ، يكى طبقه شاگردهاى پيرتر و پختهتر و قديمىتر كه مثل خودش بيشتر فكر كردهاند ، و يكى هم گروه جوانان كه اينها را چپىهاى هگل مىگويند ؛ گروه جوانان پيرو هگل ؛ و ظاهراً اينها در چپ و راست كرسى استادى هگل مىنشستند . به اين جهت آن كسانى كه داراى افكار محافظه كارانهاى يعنى هگلى بودند بعدها دنيا اينها را « دست راستى » ناميد ، و اين گروه جوانان را كه همه ، افكارشان افكار انقلابى بود گفتند « چپىها » ؛ يعنى آنهايى كه در دست راست هگل مىنشستند ، و آنهايى كه در دست چپش مىنشستند . در سال 22 كه ما رفتيم بروجرد ، در بروجرد يك وضع خيلى عجيبى بود . آن كسانى كه مىآمدند درس آقاى بروجردى ( چون آقاى بروجردى آن وقت هنوز بروجرد بودند ) حتى جاهايشان مشخص بود . آن كسى كه دست راست آقا مىنشست ممكن نبود جايش عوض شود . دست راستِ دست راست هم همينطور و . . . دست چپ هم همين جور . اينها پيش خودشان حسابهايى داشتند . ديگر آنهايى كه جوانتر بودند حق نداشتند كه بيايند در آن جاها بنشينند ، بايد مىآمدند وسط مىنشستند . منتها جوانهاشان سى چهل سالشان بود و پيرهاشان همه شصت ساله و هفتاد ساله بودند . آقاى بروجردى خوشش نمىآمد . ايشان روى صندلى نمىنشست ، همين جور نشسته روى زمين درس مىداد . جمعيت زياد نبود . همهشان حدود پنجاه نفر بودند . يك روزى ايشان آمد ، شايد هم به عمد ، براى اين كه [ آن وضع را ] به هم بزند ، آنجايى كه آنها نشسته بودند ننشست ، يك جاى ديگر نشست . آن روز آن ترتيب بهم خورد . فردا گفتند لابد آقا جا را عوض كرده . آمدند همان ترتيب را در اين طرف ديگر قرار دادند . آن روز باز آقاى بروجردى رفت سر جاى اوّلش نشست . آن روز هم آن ترتيب بهم خورد . باز فردا آمدند سر جاى اوّل همان ترتيب را درست كردند . آخرش آن ترتيب بهم نخورد ، همينطور بود كه بود . شاگردهاى هگل هم به همين شكل مثل شاگردهاى آقاى بروجردى بودند ( خنده استاد و حضار ) ، جاهاى مشخصى داشتند ، يك گروه دست راست مىنشستند ، يك گروه دست چپ . - ولى در اينجا مىگويد ماركس از ابتداى تحصيلات خود در برلين به گروه جوانان پيرو هگل و آزادگان پيوست .