مرتضى مطهرى
229
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
3 تكامل تاريخ اين بحثى كه به قول خودش دربارهء مسئلهء « اتحاد عاقل و معقول در تاريخ » در اينجا طرح كرده - با اينكه بحث ما دربارهء تكامل و پيشرفت در تاريخ است - مىخواهيم ببينيم به چه مناسبت مطرح كرده است . بحثِ به قول او « اتحاد عاقل و معقول » را - كه مقصود اين است كه در اينجا آنچه كه مورد مطالعه قرار مىگيرد با خود مطالعه كننده يكى است ( در اصطلاح اينها ) چون انسان خودِ انسان را دارد مطالعه مىكند ، و به اين معنا آن را اتحاد عاقل و معقول مىنامد - از آن جهت مطرح مىكند كه اگر ما تاريخ را صرفاً يك امر عينى ندانيم ( كما اينكه صرفاً يك امر ذهنى هم نمىدانيم ) بلكه در واقع عبارت از رابطهاى ميان ذهن و عين بدانيم ، توجيه تكامل اندكى دشوارتر و مشكلتر مىشود زيرا در اين صورت به دست آوردن معيارى براى تكامل مشكل است . من بحث را به صورت ديگرى طرح مىكنم . به نظر مىرسد كه خود نويسنده هم در اينجا سردرگم است . دو معنى براى تاريخ در باب تكامل تاريخ دو موضوع است كه اينها بايد از هم تفكيك بشوند . يك وقت تاريخ را به معناى سرگذشت انسان در نظر مىگيريم [ و يك وقت به معناى تفسير سرگذشت انسان . تاريخ به معنى اول چنان كه ] قبلًا هم گفتيم يعنى يك سلسله حوادث عينى و به عبارت ديگر سرگذشت جامعهء انسان . جامعهء انسان هم يك سرگذشتى دارد و يك عينيتى دارد مانند همهء اعيان خارجى ديگر و بالخصوص مانند همهء اعيان متسلسل و تاريخدار . همانطور كه زمين يك تاريخ طبيعى