مرتضى مطهرى
230
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دارد و حيوانات هركدام يك تاريخ طبيعى دارند ، جامعهء انسان هم تاريخى دارد و در واقع يك تاريخ طبيعى دارد . يك وقت ما دربارهء تكامل تاريخ كه بحث مىكنيم در واقع دربارهء تكامل انسان و جامعهء انسان بحث مىكنيم . از اين جهت هيچ فرقى نيست ميان جامعهء انسان و اشياء ديگر ؛ يعنى همينطور كه مورد مطالعهء ما در اشياء ديگر - مثلًا در نباتات - يك امر صددرصد عينى است ، اينجا هم مورد مطالعهء ما جامعهء انسان است كه امرى است صد درصد عينى . اينكه ما خودمان انسان هستيم سبب نمىشود كه مورد مطالعهء ما يك امر ذهنى باشد كما اينكه مثلًا روان شناسى با اينكه در آن صد درصد انسان روى انسان - روى روان انسان - مطالعه مىكند ولى اين دليل نمىشود كه امرى ذهنى باشد ، زيرا وقتى كه من مطالعه مىكنم ذهن ديگران را مطالعه مىكنم يا ذهن خودم را هم باز به عنوان يك امر عينى مطالعه مىكنم . در بحث تكامل جامعه ، ما جامعه را مانند يك امر متحول و متكامل در نظر مىگيريم . آن وقت است كه يك سلسله سؤالات اساسى براى ما دربارهء جامعهء انسان طرح مىشود كه اصلًا تعريف تكامل جامعهء انسان چيست ؟ اينكه مىگوييم فلان جامعه پيشرفت كرده ، يعنى چه پيشرفت كرده ؟ در چه پيشرفت كرده ؟ حال شايد مفهوم « پيشرفت » احتياجى به تعريف ندارد . عمده اين است كه در هرچه كمال يافته ، پيشرفت كرده و جلو آمده ، چون گفتيم كمال و نقص به وجود و عدم برمىگردد ، هرچه كه در يك امر ازدياد پيدا بشود ، مىگوييم كمالِ آن امر است . دربارهء كمال و تمام در جلسهء پيش بحث كرديم . حال بحث فقط اين است كه [ پيشرفت و كمال ] در چه ؟ گفتيم يك وقت هست كه مىگوييم جامعهء انسان از نظر قدرت و تسلط بر طبيعت [ پيشرفت كرده است . ] بله ، از نظر علوم ، از نظر فنون ، از نظر هنر ، از نظر روابط اجتماعى كه مثلًا در گذشته روابط انسانها با يكديگر به يك شكل نامطلوب بوده [ جامعهء انسان پيشرفت كرده است . ] حال ملاك آن نامطلوبى چيست ، باز خودش بحث است . مثلًا انسانها بعضى ، بعضى را برده مىگرفتند و حقوق ديگران را به خود اختصاص مىدادند - كه ما اين را « بد » و « نقص » مىگوييم - و هرچه كه جامعهء بشر جلو آمده اين نقصها بر طرف شده است ، يعنى به سوى آزادى و مساوات پيش رفته است . اگر چنين باشد ، اين بحث دربارهء خود سرگذشت جامعهء انسانى است و نوع خاصى از بحث است و خيلى هم به ضرس قاطع - چنان كه بعضى در كلماتشان بود - نمىشود گفت جامعه رو به تكامل مىرود ، زيرا بدون شك در مسائل فنى يعنى در آنچه كه تمدن ناميده مىشود [ و به عبارت ديگر ] در دانشهاى رياضى و طبيعى و در بسيارى از دانشهاى ادبى ، بشر پيشرفت كرده ، تسلط بشر بر طبيعت افزونى گرفته است و به اين معنا هيچ شكى نيست كه جامعههاى امروز نسبت به جامعههاى گذشته پيشرفت كردهاند . ولى آيا در مسائل انسانى ، در مسائل اخلاقى ، در عواطف