مرتضى مطهرى
226
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
- در مجموع تكامل پيدا كرده . استاد : صحبت مجموع نيست كه جمع و تفريق كنيم ببينيم آيا در مجموع تكامل پيدا كرده يا تكامل پيدا نكرده . اتفاقاً در مجموع هم اينطور نيست . يك وقت هست كه ما مىگوييم جامعه رو به تكامل است ، يعنى دائماً در همهء جنبهها سود مىبرد . و يك وقت شما مىگوييد نه ، از يك جنبه سود مىبرد و از جنبهء ديگر زيان ، بعد مجموع سود و زيانها را حساب كنيم ببينيم سود بيشتر بوده يا زيان . حال اگر ما برسيم به همين مسئلهء سود و زيان ، چنانچه انسان در آنچه كه به جنبههاى انسانى و ماهيت انسانىاش مربوط است انحطاط پيدا كند و در امورى كه به ماهيت انسانىاش مربوط نيست بلكه به يك امر عارضى و خارج از انسانيتش مربوط است پيشرفت كند ، آيا كداميك كمال است ؟ آزادى جوهر انسان است ، واقعيت انسان است ، خود واقعى انسان است . مثلًا آدم بخيل و ممسك دائماً پول جمع مىكند ولى براى او يك حالت خودفراموشى پيدا شده و پول براى او هدف شده است ، به جاى اينكه براى خود كار كند براى پول كار مىكند ، به جاى اينكه پول را وسيلهء خودش قرار دهد خودش را وسيلهء پول قرار مىدهد . دائماً بر پول مىافزايد و از خودش كاسته مىشود . حال به نظر شما يك انسان فقير منيع الطبع و بىاعتنا به پول ارزش بيشترى دارد يا يك انسان ميليونر پولدارى كه مىتواند مثل اين تهران را بخرد ولى يك چنين حالتى دارد ، يعنى انسانيتش را از دست داده ولى پول جمع كرده ؟ گفت : آن كه از دونان به منت خواستى * بر تن افزودى و از جان كاستى حال اگر انسان بر تن بيفزايد و از جان بكاهد چگونه است ؟ اين كه سود و زيان پولى نيست كه بخواهيم به عدد حساب كنيم بگوييم اگر از تجارت ضرر كردم از ملّاكى استفاده كردم ، حسابش روشن است ، جمع و تفريق مىكنم ، مىگويم اينجا يك ميليون تومان ضرر كردم ، آنجا يك ميليون و پانصدهزارتومان درآمد داشتم پس پانصدهزارتومان استفاده كردم . اينجا امور كيفى است ، با اينها نمىشود قياس كرد . سعدى خوب حرفى مىزند : انسان زير بار منّت مىرود و از كسى پولى مىگيرد ؛ بعد خودش را چاق مىكند در حالى كه روح خودش را خوار و ذليل كرده است . اينجا ما مقياس واحدى نداريم كه ايندو را در ترازو بگذاريم . ولى آيا وجدان بشر چه مىگويد ؟ مىگويد بهتر است از جان كاسته شود و بر تن افزوده گردد ؟ يا مىگويد اگر امر دائر ميان ايندو شد بگذار انسان ، فقير و ضعيف و لاغر بماند ولى مناعت و شخصيتش را حفظ كند ؟ اگر بنا باشد انسان در تكنولوژى پيش برود ولى انسانيتش را از دست بدهد - و جوهر انسانيت هم به قول اينها همان آزادى و انتخاب باشد ، يا به حساب ما همان معنويت و عواطف انسانى باشد - [ نه تنها تكامل پيدا نكرده بلكه رو به انحطاط هم رفته است . ] بشر تكنولوژىاش