مرتضى مطهرى

221

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه همان مسئلهء تكامل است و خودشان هم گاهى مىگويند تكامل - مطرح مىكنند ، اولًا بگويند كه كمال انسان به چيست ؟ تا كمال مشخص نشود و تا مقصد و راه مشخص نشود تكامل معنى ندارد . الكسيس كارل در كتاب انسان موجود ناشناخته تا اندازه‌اى در اين زمينه بحث كرده كه براى اين مسئله به آنجا هم بايد مراجعه كرد . ويل دورانت هم در يكى دو بخش از كتاب درسهاى تاريخ در اين زمينه خوب و مفصل بحث كرده است . كتاب جدال با مدعى نيز همين بحث تكامل را مطرح كرده . ولى هيچ كدام از اينها سر رشتهء مطلب را به دست نداده‌اند كه اين پيشرفت كه ما مىگوييم يعنى چه ؟ ملاك تكامل اينها اول بايد دربارهء خود پيشرفت ( تكامل ) سخن بگويند . مثلًا بگويند كه مقصود ما از تكامل اين است كه در رابطهء انسان با طبيعت هرچه بيشتر انسان بر طبيعت مسلط شود و از اسارت طبيعت آزاد گردد . ولى اين را نمىگويند چون در جاى ديگر به اشكال برخورد مىكنند . اگر اينجا اين‌طور بگوييم ، تكامل جامعه در فن و تكنيك خلاصه مىشود ؛ يعنى اگر كمال انسان را در تسلط انسان بر طبيعت - كه نقطهء مقابلش اسارت انسان در مقابل طبيعت است - بدانيم ، اين كمال قهراً در علم ( البته علوم فنى و تكنيك ) خلاصه مىشود . بشر گذشته در مقابل طبيعت خيلى اسير بود ؛ در مقابل بيماريها ، طوفانها و سيلها ، در مقابل گرما و سرما بيچاره بود . ولى بشر امروز بدون شك يك قدرت و تسلطى پيدا كرده . اولًا اسير يك منطقهء خاص نيست ، با اين وسايل نقليه‌اى كه هست از جايى به جايى نقل مكان مىكند يا با وسايل فنى محيط را عوض مىكند . در مناطقى كه در قديم جهنمهاى سوزانى به شمار مىرفت و هيچ انسانى جرأت نداشت در آنجا پا بگذارد بشر امروز با وسائل مصنوع ساختمان مىكند ، آبادى مىكند ، وسايلى در آنجا تهيه مىكند كه انسان در آنجا كه هست مثل اين است كه در بهترين نقاط دنيا زندگى مىكند . مرحوم دكتر ناظرزاده يك سال با دكتر امينى به مكه رفته بود . دورهء ملك سعود بود . اينها را به كاخ ملك سعود در رياض دعوت كرده بودند ، باغى به وسعت چندين كيلومتر در چندين كيلومتر . مىگفت انگار يك بهشت شدّاد را در يك جهنم سوزان درست كرده باشند . اطرافش كه مىآمديد و چند قدم آنطرفتر كوخهاى عجيب و غريب و مردم گرسنه‌اى را مىديديد كه رمق در بدن اينها نيست و گويى در عمرشان ويتامين نخورده‌اند ، مىرفتى آنجا انگار در يك بهشت رفته بودى . مىگفت دستگاه تهويه‌اى كه در آنجا در زير درختها و گلها نصب كرده بودند براى اينكه زمين زياد داغ نشود ، گفته‌اند به قدرت اين دستگاه تهويه فقط در آمريكا يكى وجود دارد آن هم در ارتش آمريكا . در آنجا ملك فيصل حورالعين‌هايى براى خودش تهيه كرده بود ، انواع گلهاى دنيا را