مرتضى مطهرى
213
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خود يك امرى است . علل اين را هم ذكر مىكنند كه چرا يك جامعه اين حالت را پيدا مىكند كه وقتى به حالت رشد و كمال مىرسد [ انحطاط پيدا مىكند . ] حتى توين بىمعتقد است كه طبيعتاً بايد اينطور باشد ، گو اينكه مىگويد مىتوان جلو آن را گرفت . بحثى است كه وقتى جامعه به يك مرحله از كمال رسيد عوامل انحطاط ( نه عوامل ضدش كه مىخواهد از درونش يك جامعهء ديگر بيرون بيايد ) ، عامل پيرى و فرسودگى از درون خودش پيدا مىشود ، جامعه را پير و فرسوده مىكند و به انحطاط مىكشاند . آيا اين عوامل انحطاط ، جبرى است يعنى جلويش را نمىشود گرفت - مثل پيرى در گياهان و حيوانات كه جلويش را نمىشود گرفت ، فقط مىشود آن را كمى عقب انداخت و عمرش را قدرى زيادتر كرد ولى ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ « 1 » هيچ بشرى مخلّد نيست ، آيا هيچ جامعهاى هم مخلّد نيست ؟ - يا نه ، مىشود جلو اينها را گرفت ؟ توين بىمىگويد مىشود جلو اينها را گرفت ، يعنى جامعه را مىشود نو به نو كرد ؛ عوامل كهنگى و فرسودگى مىآيد ، جامعه را نو كرد و نو كرد و نگذاشت هيچ گاه به انحطاط كشيده شود . به هر حال اينها هيچ كدام با نظر ماركسيستها جور در نمىآيد .
--> ( 1 ) انبياء / 34 .