مرتضى مطهرى

212

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خود را از دست بدهد ولى در مجموع ، حركت تكاملى دارد « 1 » ؛ يعنى اگر مجموع حركتها را در نظر بگيريم حالت قافله‌اى را پيدا مىكند كه گاهى حركت مىكند گاهى مىايستد ، گاهى از اين طرف مىرود گاهى از آن طرف ، و احياناً گاهى چند قدم به عقب برمىگردد ولى در مجموع هميشه از مبدأ دور و به مقصد نزديك مىشود . اين نظريه ، نظريهء درستى است . مؤلف مىخواهد اين نظريه را انتخاب كند ، چون بالاخره نظريهء انحطاط تمدنها را نمىتوان انكار كرد . مسئلهء تمدن و انحطاط روم و تمدن و انحطاط يونان مهمترين مسأله‌اى است كه براى اينها مطرح است . منتسكيو كتاب مهمش علل عظمت و انحطاط روم است . روم در يك مرحله به عظمت رسيد و در مرحلهء ديگر انحطاط پيدا كرد و از گذشتهء خود منحطتر شد . بنابراين نظريهء ماركسيستها مورد توجه نيست . دور مارپيچى كه ماركسيستها [ نيز بدان ] عقيده دارند ، روى حساب آنها در حدى است كه به معنى پيروزى موقت نيروهاى ارتجاعى و عقب برنده مىباشد ولى اين پيروزى موقت است ؛ يعنى اين‌طور نيست كه نيروهاى پيش برنده از بين مىروند ، بلكه نيروهاى ارتجاعى مقدارى انقلاب را تأخير مىاندازند ، والّا با اصول آنها وفق نمىدهد . مصر تمدنى داشته از تمدن هزار سال بعدش خيلى قويتر ، و آن تمدن رفت و ديگر برنگشت ؛ هزارسال ، دو هزارسال گذشت و برنگشت . مسأله‌اى كه ما مىگوييم اين است كه تمدن ، طلوع و افول دارد و اين با نظر ماركسيستها جور در نمىآيد . تمدن طلوع و غروب دارد ؛ يعنى در يك جامعه طلوع مىكند ، بعد در آنجا به انحطاط كشيده مىشود و در جاى ديگر طلوع مىكند . اين سخن حضرت رسول است دربارهء قرآن ؛ مىفرمايد : يَجْرى كَما يَجْرِى الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ « 2 » جريان پيدا مىكند همان‌طور كه ماه و خورشيد جريان پيدا مىكنند ، يعنى اگر از ميان مردمى غروب كند همان گاه از ميان مردم ديگر طلوع مىكند ( مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ) « 3 » ، غروب نمىكند ولى از اينها غروب مىكند . يك وقت حساب قرآن است كه آيا قرآن غروب مىكند يا نمىكند ؟ قرآن غروب نمىكند . ولى يك وقت صحبت جامعه است . جامعه‌اى كه مىبايست از پرتو آن استفاده كند ، منحط مىشود و از بين مىرود . فرهنگ بشرى ، فرهنگ انسانى ،

--> ( 1 ) طبيعت ، حركتش بدون وقفه و بدون برگشت و روى خط مستقيم است ، بر خلاف تاريخ كه همهء اينها را در ضمن حركت تكاملى خود دارد . ( 2 ) تفسير عيّاشى ، ج 1 / ص 11 . ( 3 ) مائده / 54 .