مرتضى مطهرى

199

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

1 تكامل تاريخ اين كتاب بحثى دارد تحت عنوان « تاريخ به منزلهء پيشرفت » « 1 » . بحثى است اساسى و روح بحث ، مسئلهء تكامل تاريخ است كه آيا تاريخ رو به تكامل مىرود يا نه ؟ مسئلهء هدفدارى ، فرعى از مسئلهء تكامل تاريخ بود . اگر قائل به تكامل تاريخ نشويم قهراً ديگر مسئلهء هدف در آن مطرح نيست ، و اگر قائل به تكامل تاريخ بشويم اين را دو جور مىشود توجيه كرد : يكى اينكه تاريخ كه متكامل است هدفدار هم هست ، و ديگر اينكه تاريخ متكامل است بدون اينكه هدف داشته باشد ، چنان كه در تكامل زيست شناسى - كه همه آن را قبول دارند - اين مسئله اكنون محل بحث است كه آيا تكامل هدف دارد يا با اينكه هدف در كار نيست مع ذلك تكامل رخ مىدهد ؟ در اينجا مؤلف نظريه‌هاى مختلفى را نقل مىكند . بعضى از اين نظريه‌ها مثل نظريهء كسانى كه براى تاريخ يك ضابطه و قاعده قائل نيستند و قائل به نوعى هرج و مرج در تاريخ هستند ، قهراً قائل به تكامل تاريخ كه تاريخ متكامل است نيستند « 2 » . همين طورند كسانى كه نظريهء ادوارى را در

--> ( 1 ) به نقل آقاى حداد ، در اروپا روى كلمهء « پروگرس » ( progress ) مدتها بحث بود كه آيا به كار بردنش صحيح است يا نه ؟ به هر حال مفهوم پيشرفت با تكامل تفاوت دارد . هر تكاملى پيشرفت هست ولى هر پيشرفتى تكامل نيست . مثلًا پيشرفت سربازان در جبههء جنگ تكامل ناميده نمىشود ، همچنان كه پيشرفت بيمارى از قبيل سل و سرطان تكامل بيمارى شمرده نمىشود . در مفهوم پيشرفت ، همسطحى مأخوذ است ولى در مفهوم تكامل ، تعالى مأخوذ است و لااقل در مفهوم پيشرفت شرطش ناهمسطحى نيست و اعمّ است . پس پيشرفت يا مطلق حركت است اعمّ از افقى و عمودى و يا خصوص افقى است ولى تكامل ، حركت عمودى است . ( 2 ) بنا بر نظريهء تصادف ، اگر هيچ قانونى در كار نباشد بايد گفت تاريخ در طبع خود متكامل نيست ، تكامل سرنوشت تاريخ نيست ، ولى نمىشود منكر شد كه در گذشته - ولو به صورت يك تصادف - تكامل رخ نداده است . اما اگر قائل به تصادف شويم و يك سلسله قوانين ضمنى هم قائل شويم ، مانعى ندارد كه تكامل سرنوشت تاريخ باشد و طبيعى باشد آنچنان كه تكامل زيستى داروينى چنين است .