مرتضى مطهرى

189

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عليت در تاريخ بحث دربارهء عليت در تاريخ است كه در جلسات گذشته مقدارى از آن بحث شده ولى چون فاصله‌اى واقع شده ، اكنون دومرتبه به‌طور خلاصه عرض مىكنم « 1 » . ابتداى اين بحث اين است كه آيا در تاريخ - كه قهراً بحث در تحولات تاريخى است - اصل عليت حاكم است يا حاكم نيست ؟ ( اصل عليت احتياج به تعريف ندارد . ) در طبيعت كه اصل عليت حاكم است ، آيا در تاريخ هم اين اصل حاكم است يا نه ؟ البته اگر شبهه‌اى باشد يعنى تفكيكى ميان تاريخ و طبيعت باشد ، ممكن است از اين جهت باشد كه كسى بگويد تاريخ را انسانها مىسازند و انسانها موجودات مختار و آزادى هستند و اختيار با عليت منافات دارد ، يعنى قانون عليت در خارج حوزهء اختيار موجودات صاحب اختيار از قبيل انسان است . مؤلف در مقام اثبات اين مطلب برنمى آيد كه به چه دليل عليت در تاريخ هست ؛ چون آن سبك ، سبك فلسفى خواهد بود و اينها اكنون وارد اين مسائل نمىشوند . همين قدر مىگويد كه اگر مورخ به علل حوادث كارى نداشته باشد ، كارش ارزش ندارد . ما قبلًا راجع به اين مطلب كه تاريخ علم است يا نه ، بحث كرده‌ايم و اين بحثها با هم مربوطند . علم بودن تاريخ به اين است كه ضوابطى در كار باشد ، و در كار بودن ضوابط بستگى به اين دارد كه روابط علّى و معلولى در كار باشد ، و اگر روابط علّى و معلولى در كار نباشد و در نتيجه ضوابطى در كار نباشد قهراً پاى تصادف به ميان مىآيد و اگر پاى تصادف به ميان بيايد در اينجا علم معنى ندارد ، چون علم عبارت است از كشف يك سلسله قوانين كلى در موضوع

--> ( 1 ) [ ظاهراً قبل از اين جلسه ، جلسهء ديگرى بوده است كه متأسفانه نوار يا متن پياده شدهء آن در دست نيست . ]