مرتضى مطهرى

182

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آن بدتر اين است كه ما مثلًا معاويهء جانى زمان خودش را در نظر بگيريم و بگوييم ما امروز ديگر تقصيرى نداريم ، خدا لعنت كند معاويهء هزار و دويست سال پيش را . اين همان مصيبتى است كه گرفتار آن هستيم . ما خيال مىكنيم اگر ملعونهاى صدر اول را لعنت كرديم ديگر امروز ما تقصيرى نداريم ، ديگر چون روز اول خراب كردند از روز دوم سوم . . . هزارم كارى ساخته نيست ، همان روز اول نبايد اين كار مىشد ، حالا كه شده قابل برگشت نيست ، ما نمىتوانيم خوب باشيم ، ما بايد راه معاويه را در پيش بگيريم ، فقط او را لعن كنيم ، كار ديگرى نداريم . اين خطر بزرگترى است كه يك فرد در گذشته مورد نكوهش و داورى قرار بگيرد به منظور تبرئهء زمان حاضر ، در صورتى كه فلسفهء آن [ دوستى و ] نفرت تولّى و تبرّى درست عكس اين قضيه است [ و اين اصل ] يعنى تولّاى شخصيتهاى گذشتگان براى اينكه جامعهء حاضر آن را الگوى خود قرار بدهد و تبرّى از آن فاسقان براى اينكه جامعهء حاضر ضد آن راه را در پيش بگيرد و آن راه را طرد و نفى كند نه اينكه تبرّاى گذشتگان براى رفع مسئوليت جامعهء حاضر . الآن اين به صورت يك بيمارى در جامعهء ما درآمده : همواره سرگرم گذشته بودن براى غافل شدن از زمان حاضر كه اگر معاويه‌اى هم در زمان حاضر وجود داشته باشد تبرئه بشود چون معاويه‌اى در زمان گذشته وجود داشته است . اين كار درستى نيست . مسئلهء ديگر كه بحث خوبى است اين است كه گرچه گاهى به بهانهء پيشرفت ، جنايت مىشود ، يعنى در واقع هدف جنايت است و پيشرفت بهانه ، ولى اين واقعيت را نبايد فراموش كرد كه گاهى واقعاً پيشرفت واقعى مستلزم چيزى است كه سلب حق برخى افراد است به طورى كه سلب حق آن افراد را نكردن مستلزم سلب حق بيشتر افراد ديگر است و اين واقعيتى است . مسأله‌اى در فقه در باب جهاد مطرح است [ تحت عنوان ] « تترّس به مسلمين » . اگر كافر متترّس به مسلمين شد ، تكليف مسلمان چيست « 1 » ؟ يعنى در حالى كه كافر مهاجم است و خطر بزرگى ايجاد كرده است ولى اين مهاجم گروهى از مسلمين را به شكل اسير گرفته - و اين كار در قديم خيلى معمول بوده - و آنها را پيشاپيش سپاه خود حركت مىدهد و سپر كرده و پيش مىآيد ، لشكر مسلمان امرش دائر است ميان دو چيز : يا بايد به خاطر حفظ خون مسلمانانى كه سپر قرار گرفته‌اند عقب نشينى كند و به كفار ميدان بدهد كه پيش بيايند ( و در اين صورت ده برابر آنها را مىكشند ، غارت مىكنند و ضررى به بار مىآيد هزار برابر آن ) و يا به كفار حمله كند و آن مسلمانان بىگناه را بكشد و آنها شهيدند و مثل اين است كه به دست كفار كشته شده‌اند . در اينجا فقه در كمال صراحت اجازه مىدهد [ كه آن مسلمانان بىگناه كشته شوند . ] بايد هم اجازه بدهد ،

--> ( 1 ) « تُرس » يعنى سپر .