مرتضى مطهرى

133

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نوعى شخصيت و آزادى و استقلال بهره مندند كه اين مىشود اصالت فرد در عين اصالت جامعه و اصالت جامعه در عين اصالت فرد ؛ نه اينكه آيا فرد اصيل است و جامعه انتزاعى ، يا جامعه اصيل است و فرد انتزاعى ؟ ! اين نظريهء سوم بعدها خيلى به درد مىخورد . نظريهء هگل - كه مكرر گفته‌ايم منطق ماركسيسم از او گرفته شده است - تقريباً يك نظريهء اصالت اجتماعى است با يك خصوصيت خاصى كه بعد عرض مىكنيم . ماركسيسم بنايش بر اصالت جامعه است . اين است كه مسلك ماركسيسم يك مسلك جبر اجتماعى است . منتها چون زيربناى تشكيلات جامعه را اقتصاد مىداند ، جبر اجتماعىاش برمىگردد به جبر اقتصادى ، و از بس كه در مسئلهء اصالت جامعه افراط شد نظريات جديدى كه در اروپا پيدا شده است [ اصالت فردى است . ] همين نظريهء اگزيستانسياليسم ، نوعى احياء اصالت فرد است در مقابل جامعه كه سارتر و ديگران اين همه تكيه كرده‌اند روى اختيار و آزادى انسان و اينكه انسان خودش ماهيت خودش را مىسازد ، نه جامعه و نه عامل ديگر . البته آن به يك شكل افراطى باز از اين طرف رفته ، ولى اين افراط نتيجهء آن تفريط است . آيا تاريخ هدف دارد ؟ بنا بر اينكه ما براى جامعه اصالت قائل باشيم - چه اصالت به آن شكل جبرى و چه به شكلى كه با آزادى انسان منافات نداشته باشد - يك مسئلهء ديگر در اينجا مطرح است : آيا خود تاريخ هدف دارد يا نه ؟ افراد هدف دارند ؛ آيا تاريخ در آن جهت حركت مىكند كه افراد هدف تاريخ را مشخص مىكنند ؟ هركدام از ما هدفى داريم ؛ آيا هدف تاريخ ، آن جهت حركت تاريخ ، برآيند مجموع هدفهاست ؟ يا نه ، هدف افراد يك چيز است ، تاريخ براى خودش هدف ديگرى دارد ، و لهذا هميشه افراد به سويى حركت مىكنند و براى مقصدى كارى را انجام مىدهند ولى تاريخ بىاعتنا به اينها به سوى مقصد خودش مىرود ؟ دومى را قبول كردند . اين دومى هم باز دو نظريه و دو گونه است : آيا اينكه برآيند تاريخ غير از هدفهاى افراد است ، به معنى اين است كه قوهء تسخيركننده‌اى در ماوراى انسانها وجود دارد و اوست كه دارد تاريخ را به سوى هدفى كه دارد پيش مىبرد ؟ يا چنين چيزى نيست ولى مجموعاً و خود به خود اين‌طور مىشود ؛ مثل خيلى كارهايى كه انسانها براى هدفى انجام مىدهند ولى چون با نيروى ديگرى مواجه هستند جور ديگرى مىشود ، مانند اينكه فردى مىآيد در زير يك ساختمان سوراخى مىكَند براى مقصدى ، غافل از اينكه بعد از همهء اين كارها يك دفعه ساختمان پايين مىآيد و آنچه كه او مىخواسته چيز ديگرى مىشود . فقها سخنى دارند ، مىگويند : در بعضى موارد « ما وَقَعَ لَمْ يُقْصَدْ وَ ما قُصِدَ لَمْ يَقَعْ » يعنى چيزى را آدمى قصد مىكند آن واقع نمىشود ، و آن كه واقع مىشود قصد نشده است ؛ مثل عقد متعه . در اسلام مهر به هر حال براى