مرتضى مطهرى
134
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عقد لازم است . اگر عقد دائمى بدون ذكر مهر انجام بشود ، صحيح است ، منتها بعد به جاى مهرالمسمّى بايد مهرالمثل بدهند . ولى در عقد متعه حتماً بايد مهر ذكر بشود ، اگر ذكر نشد منقلب مىشود به عقد دائم . در اينجا قصد عقد متعه داشتهاند ولى آن كه وقوع پيدا مىكند عقد دائم است . اينها مدعى هستند كه در تاريخ هميشه اينجور است . گفت : « من در چه خيالم و فلك در چه خيال » . انسانها مىخواهند تاريخ را به گونهاى بسازند ، ولى تاريخ هيچ تابع ارادهء انسانها نيست . او طورى ساخته مىشود كه بسا هست هيچ فردى آن را نخواسته . ولى خود به خود اينطور است نه اينكه يك نيروى هدفدار در كار است ، كما اينكه نظريهء ماركسيستها نيز همينطور است . اينها جبر كور تاريخ را كه بيان مىكنند مىگويند تاريخ خود به خود به سوى اين جبر كشيده مىشود بدون اينكه خودش بخواهد و بدون اينكه انسانها بخواهند ؛ در ماوراى ارادهء انسانها - و خود تاريخ هم كه ارادهاى ندارد - جبراً به اين سو كشيده مىشود . ولى نظريهء ديگرى بوده است كه مىگويد خير ، اصلًا يك چيزى وجود دارد كه اوست كه كار مىكند و ارادهء افراد را هم او تسخير كرده است . خود هگل يك چنين نظريهاى داشته ، نظريهء روح زمان . او معتقد به روح زمان است كه اين نظريه بعدها خيلى در اروپا طرفدار پيدا كرد . يكى از دوستان مىگفت كه من در يك سخنرانى در خارج گفتم كه شما مسيحىها زمانى قائل به روح القدس بوديد ، اكنون روح القدس را برداشته قائل به روح الزمان شدهايد ، و اين چه مصيبتى است كه شما گرفتارش هستيد ؟ ! در اين كتاب مىگويد آدام اسميت ، اقتصاد دان معروف انگلستان ، قائل به دست غيبى در تاريخ بود كه هميشه يك دست غيبى هست كه تاريخ را در جهتى ماوراى ارادهء افراد هدايت مىكند . هگل نظريهاى راجع به عقل مطلق دارد ، اگرچه عقل مطلق او در نهايت امر به همان معنى خدا خواهد بود . او تعبير به نيرنگ عقل كرده : . . . و نيرنگ عقل كه افراد را وا مىدارد تا برايش كار كنند و مقاصدش را تحقق بخشند ، در حالى كه افراد تصور دارند كه در پى ارضاى هوسهاى شخصى خويشند . او به اين شكل گفته است . بعد ، از هگل مطلبى را نقل مىكند كه عبارتش اين است : هگل گفته است : مرد بزرگ دوران كسى است كه بيان كنندهء ارادهء زمان خود باشد . قائل به مرد بزرگ شده ، ولى قائل شده كه خود زمان ارادهاى دارد . مرد بزرگ آن كسى است