مرتضى مطهرى

1029

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

- آنهايى كه در رأس قدرت بودند . . . استاد : شاخصها كه لازم نيست همه در رأس قدرت باشند . آنها هم كه در رأس قدرت بودند به اين شكل هم كه ما داريم مىگوييم نيست كه همه را مىخواهيم در حد هارون الرشيد [ بدانيم و ] همه هارون الرشيد شده‌اند . مگر عمر بن عبد العزيز از همين طبقه نبود ؟ اين امر بر ضد اين فلسفه است . عمر بن عبد العزيز مردى است كه خونش خون اموى است ، زندگىاش زندگى اموى است ، تربيتش تربيت اموى است ، در عين حال اين آدم چگونه عمل كرده ؟ ما از نظر تاريخ مىخواهيم بگوييم . از مسلّمات تاريخ است و نمىشود در آن شك كرد . - ما عمر بن عبد العزيز خيلى كم داريم . استاد : مىدانم ، مثل عمر بن عبد العزيز . خود عمر بن عبد العزيز اگر بود كه يك عادل درجهء اول بود . باقى ديگر هم ميان اينها يك نوع نسبيّت حكمفرماست . همه يك جور و در يك درجه نيستند . يعنى ما نمىتوانيم اصالت انسانيت را در انسانها [ نفى كنيم ، ] بگوييم همين قدر كه كسى در اين جايگاه قرار گرفت فاسد است . مثلًا هارون سه پسر داشت از همان يك خانواده . يك پسرش حاضر نمىشد بيايد پست پدر را بگيرد . اين دليل بر چيست ؟ قاسم مؤتَمَن يكى از پسرهاى هارون است ؛ اصلًا حاضر نشد كه بيايد پست پدر را بگيرد . پسر يزيد بن معاويه ، شما مىبينيد مىآيد عليه پدر خودش طغيان مىكند . آيا نسلى نجس‌تر از اين هم در دنيا پيدا مىشود ؟ مىآيد در حضور مردم مىگويد : ايّها الناس جد بزرگم ابوسفيان با پيغمبر جنگيد ، جدّ كوچكم معاويه با على جنگيد ، پدرم با حسين جنگيد . همهء اينها دروغ مىگفتند و بر باطل بودند و من تبرّى مىجويم و اصلًا چنين خلافتى را كه از اينها به من رسيده است نمىخواهم . حالا اينكه اين جهت را به او عيب مىگيرند كه تو بايد خلافت را نگه مىداشتى بعد كادرى درست مىكردى و چنين مىكردى ، به جاى خود ؛ آن نقص نبوغى سر جاى خودش . ولى اينكه وجدان اين آدم او را از تخت خلافت پايين كشيد با چه منطقى از اين منطقها جور درمىآيد ؟ بعلاوه اگر شما تاريخ را ببينيد ، تاريخى كه مملوّ است از اين همه [ اقشار مختلف مردم ، ] صنعتگران تاريخ ، ادباى تاريخ ، شعراى تاريخ ، علماى تاريخ ، فيلسوفان تاريخ ، روحانيين تاريخ ، شما سرگذشت اينها را بخوانيد ، قطعاً اكثريت با خوبان است . - قدرتمندها چه ؟