مرتضى مطهرى
82
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شروع شد . باذان از جانب خسرو پرويز بر يمن حكومت مىكرد و بر سرزمينهاى حجاز و تهامه نيز نظارت داشت و گزارش كارهاى آن حضرت را مرتباً به خسرو پرويز مىرسانيد . حضرت رسول صلى الله عليه و آله در سال ششم هجرى خسرو پرويز را به دين مقدس اسلام دعوت كرد . وى از اين موضوع سخت ناراحت شد و نامهء آن جناب را پاره نمود و براى باذان ، عامل خود در يمن نوشت كه نويسندهء اين نامه را نزد وى اعزام كند . باذان نيز دو نفر ايرانى را به نام بابويه و خسرو به مدينه فرستاد و پيام خسرو پرويز را به آن جناب رسانيدند . و اين اولين ارتباط رسمى ايرانيان با حضرت رسول صلى الله عليه و آله بوده است . هنگامى كه خبر احضار حضرت رسول به ايران به مشركين قريش رسيد ، بسيار خوشوقت شدند و گفتند ديگر براى محمد خلاصى نخواهد بود ، زيرا ملك الملوك خسرو پرويز با وى طرف شده و او را از بين خواهد برد . نمايندگان باذان با حكمى كه در دست داشتند در مدينه حضور پيغمبر رسيدند و منظور خود را در ميان گذاشتند . حضرت فرمود : فردا بياييد و جواب خود را دريافت كنيد . روز بعد كه خدمت آن جناب آمدند ، حضرت فرمود : شيرويه ديشب شكم پدرش خسرو پرويز را دريد و او را هلاك ساخت . پيغمبر فرمود : خداوند به من اطلاع داد كه شاه شما كشته شد و مملكت شما به زودى به تصرف مسلمين درخواهد آمد . اينك شما به يمن بازگرديد و به باذان بگوييد اسلام اختيار كند ؛ اگر مسلمان شد حكومت يمن همچنان با او خواهد بود . نبى اكرم صلى الله عليه و آله به اين دو نفر هدايايى مرحمت فرمود و آن دو نفر به يمن بازگشتند و جريان را به باذان گفتند . باذان گفت : ما چند روزى درنگ مىكنيم ، اگر اين مطلب درست از كار درآمد معلوم است كه وى پيغمبر است و از طرف خداوند سخن مىگويد ؛ آنگاه تصميم خود را خواهيم گرفت . چند روزى بر اين قضيه گذشت كه پيكى از تيسفون رسيد و نامه از طرف شيرويه براى باذان آورد . باذان از جريان قضيه بهطور رسمى مطلع شد و شيرويه علت كشتن پدرش را براى وى شرح داده بود . شيرويه نوشته بود كه مردم يمن را به پشتيبانى وى دعوت كند و شخصى را