مرتضى مطهرى
76
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اسلام ايرانيان از مجموع آنچه در مباحث گذشته بيان داشتيم مقياس و ميزان ملى بودن يا اجنبى بودن يك چيز براى يك ملت روشن شد ، و هم روشن شد كه اسلام شرط اول اجنبى نبودن يعنى بىرنگ بودن و عمومى و انسانى بودن و رنگ يك ملت مخصوص نداشتن را داراست . معلوم شد مقياسهاى اسلامى مقياسهاى كلى و عمومى و انسانى است نه قومى و نژادى و ملى . اسلام به هيچ وجه خود را در محدودهء تعصبات ملى و قومى و نژادى محصور نكرده بلكه با آنها مبارزه كرده است . اكنون مىخواهيم ببينيم آيا اسلام شرط دوم را داراست يا نه ؟ يعنى آيا اسلام در ايران پذيرش ملى داشته است يا خير ؟ به عبارت ديگر ، آيا پيشرفت اسلام در ايران به خاطر محتواى عالى و انسانى و جهانى آن بوده است و ايرانيان آن را انتخاب كردهاند يا همانطور كه برخى اظهار مىدارند آيين مزبور را بر خلاف تمايلات مردم ايران به آنان تحميل كردهاند ؟ . البته منظور ما اين نيست كه تنها عامل گرايش مردم غيرعرب را جهانى و عمومى بودن تعليمات اسلامى و به عبارت ديگر اصل مساوات اسلامى معرفى كنيم ؛ عامل گرايش ملتها به اسلام يك سلسله مزاياست كه بعضى فكرى و اعتقادى و بعضى اخلاقى و اجتماعى و سياسى است . تعليمات اسلامى از طرفى معقول و خردپسند است و از طرف ديگر فطرى و مفهوم . تعليمات اسلامى يك نيروى كشش و جاذبهء خاصى دارد كه به موجب همان جاذبه ملل مختلف را تحت نفوذ خود قرار داده است . مقياسهاى كلى و عمومى و جهانى اسلام يكى از مزايا و يكى از جنبههايى است كه به اين دين نيرو و جاذبه داده است . ما فعلًا دربارهء ساير مزاياى اسلام بحثى نمىكنيم . در اينجا به مناسبت بحث « مليت » ، اين عامل را مورد نظر قرار مىدهيم . در حدود چهارده قرن است كه ايرانيان مذاهب سابق خود را كنار گذاشته و آيين مسلمانى را پذيرفتهاند . در خلال اين قرون ، صدها ميليون ايرانى با مذهب اسلامى زاده شدند و پس از گذراندن دوران زندگى با همين آيين جان به جان آفرين تسليم كردند .