مرتضى مطهرى
77
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
در ميان كشورهاى اسلامى شايد - جز كشور عربستان سعودى - كشورى نداشته باشيم كه به اندازهء ايران اكثريت مردم آن مسلمان باشند . حتى كشور مصر كه خود را عاصمهء اسلام مىداند ، به قدر مملكت ايران ( البته با حفظ نسبت ) مسلمان ندارد . با اين حال خوب است روشن بشود كه آيا اسلامِ ايرانيان در طول چهارده قرن اجبارى بوده يا آنها آن را از روى صميم قلب پذيرفتهاند ؟ . خوشبختانه تاريخ ايران و اسلام با آنهمه دسايسى كه استعمارگران مىخواهند به كار ببرند ، كاملًا روشن است و ما براى آنكه خوانندگان گرامى را بهتر با حقيقت آشنا كنيم ناگزيريم تاريخ ايران را ورق بزنيم و ورود اسلام را در اين كشور از آغاز مورد بررسى قرار دهيم . آغاز اسلام ايرانيان طبق گواهى تاريخ ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در زمان حيات خودشان پس از چند سالى كه از هجرت گذشت ، نامههايى به سران كشورهاى جهان نوشتند و پيامبرى خود را اعلام و آنها را به دين اسلام دعوت كردند . يكى از آن نامهها نامهاى بود كه به خسروپرويز پادشاه ايران نوشتند و او را به اسلام دعوت كردند ، ولى چنان كه همه شنيدهايم خسروپرويز تنها كسى بود كه نسبت به نامهء آن حضرت اهانت كرد و آن را دريد . اين خود نشانهء فسادى بود كه در اخلاق دستگاه حكومتى ايران راه يافته بود . هيچ شخصيت ديگر از پادشاهان و حكام و امپراطوران چنين كارى نكرد ؛ بعضى از آنان جواب نامه را با احترام و توأم با هدايايى فرستادند . خسرو به پادشاه يمن كه دست نشاندهء حكومت ايران بود دستور داد كه دربارهء اين مرد مدعى پيغمبرى كه به خود جرأت داده كه به او نامه بنگارد و نام خود را قبل از نام او بنويسد ، تحقيق كند و عنداللزوم او را نزد خسرو بفرستد . ولى از آنجا كه « يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ » « 1 » هنوز فرستادگان پادشاه يمن در مدينه بودند كه خسرو سقوط كرد و شكمش به دست
--> ( 1 ) . صف / 8 .