مرتضى مطهرى

549

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

درعين حال يك گروه وابسته و به هم پيوستهء اجتماعى هستند ؛ يك سلسله افكار و انديشه‌ها و حتى آداب مخصوص در معاشرتها و لباس پوشيدن‌ها و احياناً آرايش سر و صورت و سكونت در خانقاهها و غيره ، به آنها به عنوان يك فرقهء مخصوص مذهبى و اجتماعى رنگ مخصوص داده و مىدهد . و البته همواره ( خصوصاً در ميان شيعه ) عرفايى بوده و هستند كه هيچ امتياز ظاهرى با ديگران ندارند و در عين حال عميقاً اهل سير و سلوك عرفانى مىباشند و در حقيقت عرفاى حقيقى اين طبقه‌اند ، نه گروههايى كه صدها آداب از خود اختراع كرده و بدعتها ايجاد كرده‌اند . ما در اين بحثهاى تاريخى به جنبهء اجتماعى و فرقه‌اى و در حقيقت به جنبهء « تصوف » عرفان كارى نداريم ؛ فقط از جنبهء فرهنگى ، آن هم از نظر تسلسل تاريخى اين شاخهء فرهنگى وارد بحث مىشويم ؛ يعنى به عرفان به عنوان يك علم و يك شاخه از شاخه‌هاى فرهنگ اسلامى كه در طول تاريخ اسلام جريانى متصل و بدون وقفه بوده است نظر داريم نه به عنوان يك روش و طريقه كه فرقه‌اى اجتماعى پيرو آن هستند . عرفان به عنوان يك دستگاه علمى و فرهنگى داراى دو بخش است : بخش عملى و بخش نظرى . بخش عملى عبارت است از آن قسمت كه روابط و وظايف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بيان مىكند و توضيح مىدهد . عرفان در اين بخش مانند اخلاق است ، يعنى يك « علم » عملى است با تفاوتى كه بعداً اشاره خواهيم كرد . اين بخش از عرفان علم « سير و سلوك » ناميده مىشود . در اين بخش از عرفان توضيح داده مىشود كه « سالك » براى اينكه به قلهء منيع انسانيت يعنى « توحيد » برسد ، از كجا بايد آغاز كند و چه منازل و مراحلى را بايد به ترتيب طى كند و در منازل بين راه چه احوالى براى او رخ مىدهد و چه وارداتى بر او وارد مىشود . و البته همهء اين منازل و مراحل بايد با اشراف و مراقبت يك انسان كامل و پخته كه قبلًا اين راه را طى كرده و از « رسم و راه منزلها » آگاه است صورت گيرد ، و اگر همت انسان كاملى بدرقهء راه نباشد خطر گمراهى است . عرفا از انسان كاملى كه ضرورتاً بايد همراه « نو سفران » باشد ، گاهى به « طاير قدس » و گاهى به « خضر » تعبير مىكنند : همتم بدرقهء راه كن‌اى « طاير قدس » * كه دراز است ره مقصد و من « نو سفرم »