مرتضى مطهرى

487

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشعار منسوب به او دربارهء آنها اظهار تحير شده است ، و به همين جهت است كه برخى از محققان اروپايى و ايرانى انتساب اين اشعار را به خيام نفى مىكنند و برخى بر اساس يك سلسله قرائن تاريخى معتقدند كه دو نفر به اين نام بوده‌اند : يكى شاعر و ديگرى حكيم و فيلسوف ؛ شاعر به نام خيام بوده است و حكيم و رياضى دان به نام خيامى ، و به عقيدهء بعضى « 1 » شاعر على خيام بوده است و حكيم و رياضى دان عمر خيامى . اين كه بعضى مدعى شده‌اند كه « خيامى » تلفظ عربى خيام است « 2 » مردود است ، زيرا او خود در مقدمهء رسالهء فارسى كه در « وجود » نوشته است مىگويد : « چنين گويد ابوالفتح عمر ابراهيم الخيامى » « 3 » شايد اين اندازه را بتوان مسلّم دانست كه وى مانند اكثر اين گونه دانشمندان در عين كمال ايمان و اعتقاد به مبانى دينى - كه از همهء كتب او ظاهر و لائح است ، حتى نوروزنامهء منسوب به او - با متعبدان قشرى سر به سر مىگذاشته و همين براى او زحمت و دردسر فراهم مىكرده است . بيهقى مىنويسد : « او تالى بوعلى بود اما در خلق ضيقى داشت و در تعليم و تصنيف ضنتى . . . روزى به حضرت شهاب الاسلام ، الوزير عبد الرزاق بن الفقيه در آمد و امام القراء ابوالحسين الغزالى حاضر بود . در اختلاف قراء دربارهء آيتى بحث رفت . چون امام ( خيام ) حاضر شد ، شهاب الاسلام گفت : على الخبير سقطنا . . . او وجوه اختلاف قراء بيان كرد و هر وجهى ( را ) علتى بگفت . پس امام ابوالفخر گفت : كثر اللَّه مثلك فى العلماء . » « 4 » تاريخ تولدش معلوم نيست . تاريخ وفاتش را 517 و 526 گفته‌اند . قدر مسلّم اين است كه عمر طويل كرده ( در حدود نود سال ) « 5 » اما اين كه محضر درس بوعلى را درك كرده باشد ، بسيار بعيد است . اگر او بوعلى را « معلم » خود مىخواند از آن

--> ( 1 ) . رجوع شود به بحث محققانهء آقاى محيط طباطبايى در مجلهء « گوهر » ، سال اول ، شمارهء 6 . ( 2 ) . على اصغر حلبى ، فلاسفهء ايرانى ، ص 408 . ( 3 ) . مجموعهء رسائل خيام ، چاپ شوروى . ( 4 ) . ترجمهء تتمهء صوان الحكمه ، ص 71 و 72 . ( 5 ) . « مقالات و بررسيها » ، دفتر پنجم و ششم ، ص 242 .