مرتضى مطهرى

474

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دارد كه معروف است . فارابى فلاسفهء قبل از خود را تحت الشعاع قرار داد . تالى تلْو ارسطو شمرده شد و « معلم ثانى » لقب يافت . طبقهء چهارم از اين طبقه افراد زيادى نمىشناسيم . آنچه از نقلها بر مىآيد اين است كه فارابى و ابوبشر متى و ابن كرنيب شاگردها داشته‌اند ، ولى اطلاع درستى از آنها نداريم . از شخصيتهاى اين طبقه : 1 . يحيى بن عدى منطقىنصرانى است . اين مرد با ابن النديم معاصر بوده است و ابن النديم نسبت به پركارى او اعجاب دارد . ابن النديم و ابن القفطى و ابن ابى اصيبعه بالاتفاق نوشته‌اند كه وى شاگرد ابونصر فارابى و ابوبشر متى بوده است . همه ( مخصوصاً ابن القفطى ) كتابهاى زيادى از او نقل كرده‌اند كه بيشتر منطقى است ، ولى احياناً مسائلى از مسائل فلسفهء اولى - كه در دورهء قبل از فارابى خصوصاً در مسيحيان كمتر ديده مىشود - طرح كرده است . ابن النديم و به تبع او ابن القفطى و ابن ابى اصيبعه نوشته‌اند كه رياست منطقيين در زمان او به او منتهى شده بود . وى در سال 363 و يا 364 درگذشته است و گفته‌اند 81 سال عمر كرده است . 2 . غير از يحيى بن عدى ، در طبقهء چهارم جمعيت اخوان الصفا و خلان الوفا را بايد نام برد . گروهى هستند گمنام و خود خواسته‌اند گمنام باشند ، اما نشان داده‌اند كه گروهى هستند هم فيلسوف و هم متدين و متعهد . به منظور اصلاح جامعه بر اساس ايده‌اى كه داشته‌اند ( به كار بردن فلسفه و دين توأماً ) دست به كار شده ، انجمنى تشكيل داده ( حزب مانند ) ، اعضا مىپذيرفته و شروط و آدابى داشته‌اند و مجموع 52 رساله كه در حقيقت بيان كنندهء جهان بينى و ايدئولوژى آنهاست - و از يك نظر يك دائرة المعارف براى عصر آنها محسوب مىشود و اثرى است جاودانى و از شاهكارهاى جهان اسلام - آفريده‌اند . اخوان الصفا هم از اسلاف خود ( مخصوصاً فارابى ) متأثر بوده‌اند و هم در اخلاف خود اثر گذاشته‌اند . هر دو قسمت نيازمند به بحث طولانى است و از حدود بحث ما خارج است . آنچه از نام آنها بر ما آشكار است همانهاست كه ابوحيان توحيدى - كه تقريباً معاصر آنها بوده - فاش كرده است : ابوسليمان محمد بن معشر بستى ، ابوالحسن على