مرتضى مطهرى

41

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آنها [ است ] ، به شوق طلب حاصل از آن و بالاخره داعيه و پرسپكتيو آنها توجه مىكنيم و اينها همان چيزهايى است كه منشأ حيات و جنبش و پويايى يك گروه از مردم مىگردد . بديهى است كه اين عوامل اساسى و جوهرى يك بار كه در مردمى القا شد و احساس و وجدان مشتركى پديد آمد ، روح و زيربناى مليت آماده مىشود و اين زيربنا و روح ، نيازمند به قالب و مهبطى است كه همان حدود و ثغور مادى و طبيعى و قراردادى يك ملت را مىسازند . و پاسدارى عوامل اساسى و جوهرى مستلزم حفاظت و نگهدارى قالب است از دخالت و نفوذ بيگانه ، بيگانه‌اى كه در جوهر با يك ملت اختلاف دارد و درد و داعيهء او را نمىشناسد يا با آن دشمن است . ملتى در حال تولد ما در جستجوى عوامل اساسى موجد وجدان مشترك بوديم و به عنصر درد و طلب مشترك در برابر سيطره و استثمار انسان يا مؤسسات بشرى از انسان رسيديم و ديديم كه اين اشتراك درد آن زمان جمع كننده‌اى پايدار مىشود كه داعيهء عدالت و حق و تقوا ( به قول نويسندگان غربى داعيه‌هاى انسانى و مترقى ) خمير مايهء آن باشد . همين مايه و جوهر است كه همچون خود حيات ، زنده و فزاينده و حياتبخش است و همين جوهر است كه چون به قالب جماعتى از مردم تزريق شد ، آن را به حركت و پويايى و تكامل دسته جمعى و فرهنگ سازى و سنت آفرينى مىانگيزد كه همهء اينها ظواهر استقلال و تمايز يك ملت‌اند . اكنون در منطقه‌اى كم و بيش وسيع از اين جهان ملتهايى را مىبينى كه زبانها و سنن و اسلاف و نژاد مختلف دارند و در شرايط اقليمى و جغرافيايى گوناگونى به سر مىبرند و واحدهاى سياسى يا دولتهاى متعددى تشكيل داده‌اند كه همه از هم جدا و مستقل‌اند . اينها كشورهاى اسلامى اين دنيا هستند . معيارهاى كلاسيك و غربى مليت ، اينها را از هم جدا مىكند و آنها را همان قدر نسبت به هم بيگانه و خارجى مىخواند كه كشورها و امتهاى ديگر را نسبت به آنان . هر يك از اينها بايد از هم جدا و بيگانه باشند و اين جدايى و بيگانگى هم خود تبعاتى دارد كه شاهد آن هستى . ولى عليرغم اختلاف ظاهرى ، عناصرى از وحدت را در ميان اين جماعات مشاهده مىكنيم . در ميان اين مردم گوناگون يك عامل مشترك و بسيار چشمگير و بارز مىيابيم