مرتضى مطهرى
422
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ولى با كمال تأسف تا آنجا كه اين بنده اطلاع دارد ، آنچه دربارهء طبقات فقها نوشته شده از اهل تسنن و مربوط به آنهاست . دربارهء طبقات فقهاى شيعه تاكنون كتابى نوشته نشده است ، لهذا براى كشف طبقات فقهاى شيعه ، از لابلاى كتب تراجم و يا كتب اجازات كه مربوط است به طبقات راويان حديث بايد استفاده كرد . ما در اينجا نمىخواهيم طبقات فقهاى شيعه را به تفصيل بيان كنيم ، بلكه مىخواهيم شخصيتهاى برجسته و بنام فقها را كه آرائشان مورد توجه است با ذكر كتابهاى فقه ذكر كنيم ؛ ضمناً طبقات فقها نيز شناخته مىشوند . تاريخ فقهاى شيعه را از زمان غيبت صغرى ( 260 - 329 ) آغاز مىكنيم ، به دو دليل : يكى اين كه عصر قبل از غيبت صغرى عصر حضور ائمهء اطهار است و در عصر حضور ، هرچند فقها و به معنى صحيح كلمه مجتهدين و ارباب فتوا - كه ائمهء اطهار آنها را به فتوا دادن تشويق مىكردهاند - بودهاند ، ولى خواه ناخواه فقها به علت حضور ائمهء اطهار عليهم السلام تحت الشعاع بودهاند ؛ يعنى مرجعيت آنها در زمينهء دستنارسى به ائمه بوده است و مردم حتى الامكان سعى مىكردند به منبع اصلى دست يابند و خود آن فقها نيز مشكلات خود را تا حد مقدور و ممكن با توجه به بعد مسافتها و ساير مشكلات با ائمهء اطهار در ميان مىگذاشتند . ديگر اينكه على الظاهر فقه مدون ما منتهى مىشود به زمان غيبت صغرى ؛ يعنى تأليف و اثرى فقهى قبل از آن دوره از فقهاى شيعه فعلًا در دست نداريم يا اين بنده اطلاع ندارد . ولى به هرحال در شيعه نيز فقهاى بزرگى در عصر ائمهء اطهار وجود داشته است كه با مقايسه با فقهاى معاصر آنها از ساير مذاهب ، ارزش آنها معلوم و مشخص مىشود . ابن النديم فن پنجم از مقالهء ششم كتاب بسيار نفيس خود را كه به نام « فهرست ابن النديم » شهرت و اعتبار جهانى دارد ، اختصاص داده به « فقهاء الشيعه » و در ذيل نامهاى آنها از كتابهاى آنها در حديث يا فقه ياد مىكند . دربارهء حسين بن سعيد اهوازى و برادرش مىگويد : « اوسع اهل زمانهما علماً بالفقه و الآثار و المناقب » ، يا دربارهء على بن ابراهيم قمى مىگويد : « من العلماء الفقهاء » و دربارهء محمد بن حسن بن احمد بن الوليد قمى مىگويد : « و له من الكتب كتاب الجامع فى الفقه » . ولى ظاهراً كتب فقهيهء آنها به اين شكل بوده است كه در هر بابى احاديثى كه آنها را معتبر مىدانستهاند و برطبق آنها عمل مىكردهاند ذكر مىكردهاند ؛ آن كتابها ، هم حديث بود و هم نظر مؤلف كتاب .