مرتضى مطهرى

394

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مشركان . در روايات اسلامى ، ائمهء اطهار از حضرت مسيح نقل كرده‌اند كه : « خُذُوا الْحَقَّ مِنْ اهْلِ الْباطِلِ وَ لاتَأْخُذُوا الْباطِلَ مِنْ اهْلِ الْحَقِّ وَكونوا نُقّادَالْكَلامِ » « 1 » يعنى حق را ( هرچند ) از اهل باطل فرا گيريد و اما باطل را ( هرچند ) از اهل حق فرا نگيريد ، سخن سنج و حقيقت شناس باشيد . اين روايتها زمينهء وسعت ديد و بلندنظرى و تعصب نداشتن مسلمين را در فراگرفتن علوم و معارف از غيرمسلمانان فراهم كرد و به اصطلاح در مسلمين « روح تساهل » و « تسامح » و عدم تعصب در مقام فراگيرى و علم آموزى به وجود آورد . و از اين رو مسلمين اهميت نمىدادند كه علوم را از دست چه كسى مىگيرند و به وسيلهء چه اشخاصى ترجمه و نقل مىشود و به دست آنها مىرسد ، بلكه بر اساس آنچه از پيشواى عظيم الشأن خود آموخته بودند خود را به دليل اين كه اهل ايمانند صاحب و وارث اصلى حكمتهاى جهان مىدانستند ، حكمت را نزد ديگران امرى « عاريت » تصور مىكردند . به قول مولوى : اى برادر بر تو حكمت عاريه است * همچو در نزد نخاسى جاريه است معتقد شده بودند كه علم و ايمان نبايد از يكديگر جدا زيست كنند ؛ معتقد بودند كه حكمت در محيط بىايمانى غريب و بيگانه است ، وطن حكمت قلب اهل ايمان است . بديهى است كه جملهء : « كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَحَيْثُ وَجَدَها فَهُوَ احَقُّ بِها » همهء اين معانى و مفاهيم را دربر دارد . اين بود كه مسلمين تمام همت و سعىشان اين بود كه بر علوم و معارف جهان دست يابند . جرجى زيدان دربارهء علل و عوامل سرعت پيشرفت تمدن اسلامى مىگويد : « يكى از عوامل مؤثر در سرعت پيشرفت تمدن اسلام و ترقى و تعالى علوم و ادبيات در نهضت عباسيان اين بود كه خلفا در راه ترجمه و نقل علوم از بذل هر چيز گران و ارزان دريغ نداشتند و بدون توجه به مليت و مذهب و نژاد ، دانشمندان و مترجمين را احترام مىگزاردند و همه نوع با آنان مساعدت مىكردند و از آن رو دانشمندان مسيحى ، يهودى ، زردشتى ، صابى ، سامرى در بارگاه خلفا گرد مىآمدند و خلفا طورى با آنان به مهربانى رفتار مىكردند كه بايد طرز رفتار آنان براى فرمانروايان هر ملت

--> ( 1 ) . بحار ، ج 4 / ص 96 .