مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اسلاف و با يك زبان و سنت و فرهنگ و شرايط جغرافيايى هستند ولى ابداً با هم پيوند و ارتباطى ندارند ، آرمانهاى عالى و آيندهء آنان با هم تطابقى ندارد و متناقض است ، اگر روابطى هست فقط ظاهرى و مكانيكى و در قالب احتياجات روزمرهء زندگى است . چه بسيار جنگها كه دولتها و هيأتهاى حاكمه در بسيارى از كشورها با هم داشته‌اند ولى تودهء مردم از آن بىخبر و نسبت بدان كاملًا بىتفاوت بوده‌اند . در تاريخ كشور ما نمونه‌ها و شواهد زيادى از اين بىتفاوتى مشاهده مىشود . بسيار اتفاق افتاده است كه هندى يا آفريقايى براى پيروزى مردم فلسطين يا الجزيره يا ويتنام يا . . . علاقه مندى و شور و حرارت بيشترى به خرج مىدهند . پس اين مرزهاى تاريخى و جغرافيايى و سياسى و رنگ و زبان نه مىتواند مرز بين افراد آدمى شود و نه مايهء پيوند افراد گردد . درد مشترك اين مردمى كه در اطراف و اكناف عالم ارتباطات قلبى و آرمانى با يكديگر پيدا مىكنند ، چه چيز مشتركى دارند كه آنان را به هم پيوند مىدهد ، و در مقابل آنان را از همسايه‌ها و هموطنهاى خود مىبرد ؟ اين عامل درد مشتركى است كه آنها دارند : درد از ظلم و تجاوز و استعمار . اتفاقاً پيدا شدن و تولد ناسيوناليسم ملتها كاملًا مصادف با زمانى بوده است كه تودهء مردمى يك احساس درد يا خلأ عمومى و مشترك كردند ؛ ناسيوناليسم آلمانى همان زمان متولد شد كه از تبعيضها و دخالت فرانسويان احساس درد كردند ، ناسيوناليسم ايتاليا يا مجار يا هند يا هندوچين و الجزاير نيز زمانى به وجود آمدند كه يك احساس خلأ و درد ، همه يا اكثريتى ازمردم را فرا گرفت . محققان غربى تاريخ ايران مىگويند در حقيقت ناسيوناليسم يا احساس جمعى مليت در ايران از زمانى متولد شد كه نهضت تحريم تنباكو به راه افتاد ؛ يعنى آن زمان كه جماعتى از مردم ايران احساس درد استعمار كردند . پس وجدان جمعى و احساس مليت يا ناسيوناليسم در ميان جماعتى از مردم زمانى متولد مىشود كه درد و طلب مشتركى در آن جمع به وجود آمده باشد . اين طلب مشترك آنان مىباشد كه آرمان جمعشان را مىسازد ، و به دنبال همان است كه به حركت درمىآيند