مرتضى مطهرى

28

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ملل رنگ مىدهد و آمال و آرمانهاى آنان را به هم نزديك و منطبق مىسازد . تعريف كلاسيك غربى اين است كه اين وجدان جمعى زاييدهء شرايط اقليمى ، نژادى ، زبان مشترك ، سنن و آداب تاريخى و فرهنگ مشترك است . ولى دقت بيشترى در واقعيتهاى فردى و اجتماعى بشر نشان مىدهد كه اين عوامل نقش بنيانى و درونى در تكوين وجدان جمعى ندارند و نمىتوانند براى هميشه مايه و ملاط چسبندگى و پيوستگى افرادى از ابناء بشر تحت يك مليت گردند . زبان بديهى است كه در اولين مراحل تكوين يك مليت ، زبان و سنن مشترك عامل معارفه و نزديكى افراد به هم و كانالى براى ارتباط قلوب و عواطف و در نتيجه رشد شعور جمعى و ملى است . ولى به گذشتهء ملتها كه مراجعه مىكنيم ، عامل زبان مشترك را نه يك عنصر سازنده بلكه عاملى محصول مليت مىيابيم . زبان هيچ يك از ملتها از ابتداى تكوينشان به صورت فعلى نبوده ، بلكه پس از جمع شدن و پيوند يافتن قلوب جماعت در سرزمينى معين ، زبان آنها هم با ايشان به وجود آمده ، تكامل پيدا كرده و قواعد و اصول آن گسترش يافته و در طى قرنها با برخورد با زبانهاى ملل ديگر تغيير شكلها و تحولاتى ممتد به خود پذيرفته تا به حد امروزى رسيده است . اگر در دوره‌هاى معينى از تاريخ يك ملت ، مثلًا در مبارزهء استقلال ، زبان يا سنن معينى جلوه و ظهور بيشتر يافته و سمبل و شعار آرمان ملى مىگردد ( چنان كه زبان هندى به هنگام مبارزهء استقلال طلبى هند و زبان عربى به دوران جنگهاى آزاديبخش الجزاير چنين نقشى داشته‌اند ) ولى اين جلوه و ظهورى موقت است و تنها حكم انگيزندهء تودهء ملت را دارد . نژاد تحقيقات تاريخى و جامعه شناسى نشان مىدهد كه همهء نژادهاى بشرى ، در صورت حضور شرايط اجتماعى و اخلاقى معين مىتوانند از تمام خصوصيات انسانها برخوردار شوند ، چنان كه اعراب قبل از اسلام مجمعى از تعصبات و نزاع و ستيزه‌هاى قبيلگى و