مرتضى مطهرى
289
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
انصراف از همهء كتب و آثار بود . . . » « 1 » من حقيقتاً از اين مردان فاضل درشگفتم . آيا اينان نمىدانند كه جملهء « الْاسْلامُ يَهْدِمُ ماقَبْلَه » ناظر به اين بوده و هست كه با آمدن اسلام تمام قوانين و رسوم و عادات گذشته ملغى است ؟ همهء مسلمانان از صدر اسلام تا كنون از اين جملهها جز اين نفهميدهاند . اين جمله اعلام بىاعتباربودن مراسم دينى جاهليت ، اعم از جاهليت شرك يا جاهليت اهل كتاب است و ربطى به غير مراسم و سنن مذهبى ندارد ، همچنانكه مفهوم جملهء « الْاسْلامُ يَجُبُّ ماقَبْلَه » اين است كه اسلام روى گذشته را مىپوشاند و عطف به ماسبق نمىكند ؛ مثلًا جنايتى كه اگر در اسلام واقع شود قصاص يا ديهء خاص دارد ، اگر قبل از اسلام شخصى و در زمان شرك او صورت گرفته باشد و او بعد مسلمان شده باشد ، اسلام عطف به ماسبق نمىكند . همهء مسلمانان از اين جملهها اين معانى را فهميده و مىفهمند . اينها كجا و معانى من درآوردى اين نويسندگان كجا ؟ ! . همچنانكه حديث عمر به روشنى فرياد مىكند كه رسول خدا فرموده است با آمدن قرآن و شريعت ختميه ، تورات و شريعت موسى منسوخ است . پس پيغمبر مطالعهء هر كتاب حتى كتب دينى را منع نفرمود ، مطالعهء خصوص كتابهاى آسمانى منسوخ گذشته را منع كرد . آن حضرت براى اينكه مسلمانان شرايع منسوخ گذشتگان را با شريعت اسلام نياميزند آنها را از مطالعهء تورات منع فرمود . اينكه پيغمبر فرمود آنچه از اهل كتاب مىشنويد نه تصديق كنيد و نه تكذيب نيز ناظر به قصص دينى و احياناً احكام دينى است . حضرت با اين جملهها به آنها فهمانيد كه در دست اهل كتاب راست و دروغ به هم آميخته است ؛ چون شما اهل تشخيص نيستيد ، نه تصديق كنيد مباد كه دروغى را تصديق كرده باشيد ، و نه تكذيب كنيد مباد كه راستى را تكذيب كرده باشيد . كما اينكه جملهء « در قرآن حكايت گذشتگان ، پيشگويى آينده و قانون حاكم ميان شما هست » كه در نهج البلاغه نيز آمده است ، ناظر به حكايات دينى ، آيندهء اخروى و قوانين مذهبى است و مقصود اين است : با آمدن قرآن شما به كتاب آسمانى ديگرى نياز نداريد .
--> ( 1 ) . دكتر ذبيح اللَّه صفا ، تاريخ علوم عقلى دراسلام ، ص 32 . تقريباً همين بيان در جلد سوم تاريخ تمدن اسلام تأليف جرجى زيدان ، ترجمهء فارسى ، صفحات 54 و 55 آمده است .