مرتضى مطهرى

290

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

از همه مضحكتر تمسك به آيهء « وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » « 1 » است كه تا آنجا كه من اطلاع دارم يك نفر از مفسرين هم اين آيه را مربوط به قرآن ندانسته است ، همه آن را به لوح محفوظ تفسير كرده‌اند . تصور مسلمين از اين آيه و از آن احاديث هرگز آن چيزى نبوده كه اين آقايان فرض كرده و نتيجه گرفته‌اند كه اين آيه و آن احاديث زمينهء فكرى به مسلمين مىداده كه غير قرآن هر كتابى را در هر فنى و هر علمى از بين ببرند . اكنون نوبت آن است كه به نقد دليل چهارم مرحوم دكتر معين بپردازيم . ايشان به شكلى نقل كرده‌اند كه گويى ابن خلدون قاطعانه دربارهء كتابسوزى ايران نظر داده است و گويى در نقل ابوالفرج ابن العبرى و عبد اللطيف بغدادى و قفطى و حاجى خليفه هم هيچ گونه خللى نيست ، در صورتى كه ايشان قطعاً مىدانسته‌اند كه محققين اروپا اخيراً بىپايگى و بىاساسى كتابسوزى اسكندريه را وسيلهء مسلمين به وضوح به اثبات رسانيده‌اند ولى ايشان تنها به نقل انكار شبلى نعمان و مينوى قناعت كرده و رد شده‌اند ، بدون اينكه به دليلهاى قاطع آنها توجه كنند . اكنون ما به‌طور خلاصه نظريات محققين را دربارهء كتابسوزى اسكندريه به اضافهء نكاتى كه به نظر خود ما رسيده نقل مىكنيم ، سپس به نقد آنچه به ابن خلدون و حاجى خليفه دربارهء كتابسوزى ايران نسبت داده شده مىپردازيم . غالباً مدعيان كتابسوزى در ايران به كتابسوزى اسكندريه استناد مىكنند . بديهى است كه اگر بىسوادى عرب جاهليت ، تحقير آموزگارى وسيلهء فردى از قريش ، كتابسوزى عبد اللَّه بن طاهر ايرانى ، كتابسوزى قتيبة بن مسلم در خوارزم صدسال بعد از فتوحات اوليهء اسلامى ، دليل كتابخانه سوزى اعراب فاتح ايران باشد ، كتابسوزى اسكندريه وسيلهء شخصيت عاقل و باهوشى نظير عمرو بن العاص - كه طبق نقل از محضر فيلسوف آن روز اسكندريه بهره مىبرده و با او معاشرت داشته - آن هم به فرمان مستقيم خليفه از مركز مدينه ، نه پيش خود ( آنچنانكه قتيبة بن مسلم در خوارزم كرد ) به طريق اولى دليل كتابخانه سوزى در ايران بايد شمرده شود . لهذا هميشه از طرف اين گروه كتابسوزى اسكندريه با آب و تاب فراوان نقل مىشود . مقدمتاً بايد بگوييم كه تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى چه به‌طور عموم و چه

--> ( 1 ) . انعام / 59 .