مرتضى مطهرى

288

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به طريق اولى تأليفات و تصنيفات ديگران را معدوم مىكردند . اين ممنوعيت يا مكروهيت اولًا مربوط به احاديث نبوى بوده نه چيز ديگر ؛ ثانياً در ميان عامه بوده و شيعه هرگز چنين روشى دربارهء حديث نداشته است ، و به هرحال ربطى به مسألهء مخالفت با كتاب و نوشته ندارد . جرجى زيدان در تاريخ تمدن اسلام و دكتر ذبيح اللَّه صفا در تاريخ علوم عقلى در اسلام سخنى در اين زمينه دارند كه دريغ است نقل و نقد نشود . دكتر صفا مىنويسد : « اعتقاد عرب ، مانند اعتقاد همهء مسلمانان آن بود كه « انّ الاسلامَ يَهْدِمُ ماقَبْلَه » ( اسلام ماقبل خود را منهدم مىسازد ) و به همين سبب در اذهان مسلمين چنين رسوخ كرده بود كه جز به قرآن به چيزى نظر نكنند زيرا قرآن ناسخ همهء كتب و اسلام ناسخ همهء اديان است . پيشوايان شرع مبين هم مطالعهء هر كتاب و حتى هر كتاب دينى را غير از قرآن ممنوع داشته بودند . گويند روزى پيغمبر صلى الله عليه و آله در دست عمر ورقه‌اى از تورات مشاهده كرد و چنان غضبناك شد كه آثار غضب بر چهرهء او آشكار گرديد ، و آنگاه گفت : « ا لَمْ اتِكُمْ بِها بَيْضاءَ نَقِيَّةً وَاللَّهِ لَوْ كانَ موسى حَيّاً ماوَسِعَهُ الّااتِّباعى » ( آيا شريعتى درخشان و پاكيزه براى شما نياوردم ؟ به خدا سوگند اگر موسى خود زنده مىبود راهى جز پيروى از من نداشت ) . و نيز به همين سبب بود كه پيغمبر فرمود : « لا تُصَدِّقوا اهْلَ الْكِتابِ وَ لاتُكَذِّبوهُمْ وَ قولوا امَنّا بِالَّذى انْزِلَ عَلَيْنا وَ انْزِلَ الَيْكُمْ وَ الهُنا وَ الهُكُمْ واحِدٌ » . ( اهل كتاب را در آنچه به نام دين مىگويند نه تصديق كنيد و نه تكذيب . بگوييد به آنچه بر ما فرود آمده و آنچه به سوى شما آمده ( نه آنچه از پيش خود ساخته‌ايد ) ايمان داريم ، معبود ما و شما يكى است ) . از جمله احاديث معروف در اين عهد اين بود كه : « كِتابُ اللَّهِ فيهِ خَبَرُ ماقَبْلَكُمْ وَ نَبَأُ ما بَعْدَكُمْ وَ حُكْمُ ما بَيْنَكُمْ » ( در كتاب خدا حكايت گذشتگان پيش و پيشگويى آيندهء شما و قانون حاكم ميان شما هست ) . نطق قرآن كريم به اين حقيقت كه « وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » ( تر و يا خشكى نيست مگر آنكه در كتابى روشن وجود دارد ) طبعاً مايهء تحكيم چنين عقيدتى مىشد و نتيجهء اين اعتقاد ، اكتفا به قرآن و احاديث و