مرتضى مطهرى

285

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه عرب بود و فرماندهى سپاه عرب را به حمايت از امين داشت پيروز شد و بغداد را فتح كرد و امين را كشت و ملك هارونى را براى مأمون مسلّم كرد . خود طاهر شخصاً ضدعرب بود . به علان شعوبى كه در بيت الحكمهء هارون كار مىكرد و كتابى در « مثالب عرب » يعنى در ذكر زشتيها و عيبهاى عرب نوشت ، سى هزار دينار يا سى هزار درهم جايزه داد « 1 » . پسرش عبد اللَّه كه كتابسوزى مستند به اوست ، سرسلسلهء طاهريان است ؛ يعنى براى اولين بار وسيلهء او خراسان اعلام استقلال كرد و يك دولت مستقل ايرانى تشكيل گرديد . عبد اللَّه مانند پدرش طبعاً روحيهء ضدعرب داشت . در عين حال شگفتى تاريخ و شگفتى اسلام را ببينيد : همين عبد اللَّه ايرانى ضدعرب كه از نظر قوت و قدرت به حدى رسيده كه در مقابل خليفهء بغداد اعلام استقلال مىكند ، كتابهاى ايرانى قبل از اسلام را به عنوان اينكه با وجود قرآن همهء اينها بيهوده است مىسوزاند . « روزى شخصى به دربار عبد اللَّه بن طاهر در نيشابور آمد و كتابى فارسى از عهد كهن تقديم داشت . چون پرسيدند چه كتابى است ؟ پاسخ داد : داستان وامق و عذراست و آن قصهء شيرين را حكما به رشتهء تحرير آورده و به انوشيروان اهدا نموده‌اند . امير گفت : ما قرآن مىخوانيم و نيازى به اين كتب نداريم . كلام خدا و احاديث ما را كفايت مىكند . بعلاوه اين كتاب را مجوسان تأليف كرده‌اند و در نظر ما مطرود و مردود است . سپس بفرمود تا كتاب را به آب انداختند و دستور داد هر جا در قلمرو او كتابى به زبان فارسى به خامهء مجوس كشف شود نابود گردد . » « 2 » چرا چنين كرد ؟ من نمىدانم ؛ به احتمال فراوان عكس العمل نفرتى است كه ايرانيان از مجوس داشتند . به هرحال اين كار را عبد اللَّه بن طاهر ايرانى كرد نه عرب . آيا مىتوان كار عبد اللَّه را به حساب همهء ايرانيان گذاشت كه اساساً چنين تفكرى داشتند كه هر كتابى غير از قرآن به دستشان مىافتاد مىسوختند ؟ باز هم نه . كار عبد اللَّه كار ناپسندى بوده است ، اما دليل مدعاى ماست كه گفتيم هرگاه فرهنگى مورد هجوم فرهنگ ديگر قرار مىگيرد ، پيروان و علاقه مندان به فرهنگ

--> ( 1 ) . احمدامين ، ضحى الاسلام ، ج 1 / ص 64 . ( 2 ) . تاريخ ادبيات مستر براون ، جلد اول ، ترجمهء على پاشاصالح ، صفحهء 510 ، نقل از دولتشاه سمرقندى .