مرتضى مطهرى
284
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وجود داشته زبان پهلوى است نه زبان خوارزمى . در دورهء اسلام كتابهاى ايرانى كه به عربى ترجمه شد از قبيل كليله ودمنه وسيلهء ابن مقفّع و قسمتى از منطق ارسطو وسيلهء او يا پسرش ، از زبان پهلوى بوده نه زبان خوارزمى يا زبان محلى ديگر . كريستن سن مىنويسد : « عبد الملك بن مروان دستور داد كتابى از پهلوى به عربى ترجمه كردند . » « 1 » اينكه با حملهء يك يورشگر ، آثار علمى زبانى به كلى از ميان برود و مردم يكسره به حالت « امّيّت » و بىسوادى و بىخبرى از تاريخ گذشتهشان برآيند ، ويژهء زبانهاى محدود محلى است . بديهى است كه هرگز يك زبان محدود محلى نمىتواند به صورت يك زبان علمى درآيد و كتابخانهاى حاوى انواع كتب پزشكى ، رياضى ، طبيعى ، نجومى ، ادبى ، مذهبى با آن زبان تشكيل شود . اگر زبانى به آن حد از وسعت برسد كه بتواند كتابخانه از انواع علوم تشكيل دهد ، با يك يورشْ مردمش يكباره تبديل به مردمى امّى نمىگردند . حملهاى از حملهء مغول وحشتناكتر نبوده است ؛ قتل عام به معنى حقيقى در حملهء مغول رخ نمود ، كتابها و كتابخانهها طعمهء آتش گرديد ، ولى هرگز اين حملهء وحشتناك نتوانست آثار علمى به زبان عربى و فارسى را به كلى از ميان ببرد و رابطهء نسل بعد از مغول را با فرهنگ قبل از مغول قطع نمايد ، زيرا آثار علمى به زبان عربى و حتى به زبان فارسى گستردهتر از اين بود كه با چندين قتل عام مغول از بين برود . پس معلوم است كه آنچه در خوارزم از ميان رفته جز يك سلسله آثار ادبى و مذهبى زردشتى كه از محتواى اين نوع كتب مذهبى آگاهى داريم نبوده است ، و ابوريحان هم بيش از اين نگفته است . دقت در سخن ابوريحان مىرساند كه نظرش به كتب تاريخى و مذهبى است . اما داستان كتابسوزى عبد اللَّه بن طاهر . اين داستان شنيدنى است و عجيب است كه مرحوم دكتر معين اين داستان را به عنوان دليل يا قرينهاى بر كتابسوزى ايران وسيلهء اعراب فاتح ايران آورده است . عبد اللَّه پسر طاهر ذواليمينين سردار معروف ايرانى زمان مأمون است كه فرماندهى لشكر خراسان را در جنگ ميان امين و مأمون ، پسران هارون الرشيد به حمايت مأمون بر عهده داشت و بر على بن عيسى
--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 86 .