مرتضى مطهرى

26

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

2 . واكنش محافظه كارى . 3 . واكنش سوسياليسم . دو گرايش نخستين را فلاسفهء سياسى ، منحرف از اصول يا ضد انقلابى و گرايش سومين را عدالت طلبانه خوانده‌اند « 1 » ناسيوناليسم پس از فيخته ، متفكرانى چون شارل موراس و بارس را داشت كه روى هم افكار و عقايد ناسيوناليستى كشورهاى گوناگون اروپا را تدوين و تنظيم كردند . موراس فكر « واحد ملى تفكيك ناپذير » را تا آنجا پيش برد كه براى مجموعهء ملت يك شخصيت واقعى حاكم بر شخصيت و ارادهء فرد قائل شد ، و اين شخصيت جمع را در وجود دولت پياده كرد . همين فكر بود كه منشأ پيدايش رژيمهاى توتاليتر و مرام نازى در آلمان و فاشيسم در ايتاليا گرديد . از آن پس ، سراسر قرن نوزدهم تا نيمهء اول قرن بيستم دوران ظهور و بروز و تكامل افكار ناسيوناليستى در جوامع اروپايى گرديد . گرايشهاى سوسياليستى يا محافظه كارى در اروپا گرچه در زمينه‌هاى اجتماعى و سياسى روى افكار روشنفكران آثار فراوانى گذاشت ، معذلك رنگ ناسيوناليستى دولتهاى اروپايى آنچنان شديد بود كه هر گونه رنگ ديگر را اعم از رنگ ليبرال ، رنگ كنسرواتيسم يا رنگ سوسياليستى ماركس را تحت الشعاع قرار داد . همين ناسيوناليسم ملتهاى اروپايى بود كه در شكل افراطى خود ، به صورت نژادپرستى و راسيسم جلوه كرد و دو جنگ جهانى را به وجود آورد . بالاتر از آن ، همين ناسيوناليسم اروپايى بود كه عليرغم همهء شعارهاى آزادى و برابرى نوع انسان ، استعمار ملل شرق و آفريقا و آمريكاى جنوبى را توجيه و تصديق كرد ، و قرن نوزدهم و نيمهء قرن بيستم يا دوران شدت و حدّت استعمار اروپا در آسيا و آفريقا مرادف و همزمان با تجلى و توسعهء افكار ناسيوناليستى بود . نويسندگان و محققان غرب بر اساس همين افكار ، نهضتها و جنبشهاى ملى ديگر را نيز ناسيوناليستى مىخوانند و روشنفكران و متفكران شرقى و آفريقايى نيز با الهام و تعليم از فرهنگ غربى ، اين نام و عنوان را بر حركت مردم خود مىپذيرند و همان معيارهايى را كه غربيان براى جدايى و تمايز ملتهايشان برشمرده‌اند ، براى ملت خود بازگو مىكنند . اگر چه از انتهاى جنگ جهانى دوم به بعد ناسيوناليسم و ملت ستايى كشورهاى اروپايى ، لااقل

--> ( 1 ) J . J . Chevallier , Lesgran desoeuvres Politiques Troisieme Partie .