مرتضى مطهرى

245

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چو هر يك را از اين الفاظ جانى است * به زير هر يك از اينها جهانى است تو جانش را طلب از جسم بگذر * مسمّى جوى باش از اسم بگذر فرو مگذار چيزى از دقايق * كه تا باشى ز اصحاب حقايق از همهء اينها گذشته ، اين تعبيرات اختصاص به گويندگان ايرانى و فارسى زبان ندارد ؛ گويندگان فارسى زبان هندى و همچنين گويندگان عرب و عرب زبان عارف مشرب ، از قبيل ابن الفارض مصرى و محيى الدين عربى اندلسى نيز چنين تعبيرات و اصطلاحاتى دارند . هيچ عاقلى نمىتواند ادعا كند كه تعبيرات اينها دربارهء مىو غيره يادآور علائق آنها به مراسم زردشتيان است . گذشته از همهء اينها ، تشبيه واردات قلبى و معارف افاضى و اشراقى و لذتها و بهجتهاى حاصله از آن به شراب ، در قرآن و نهج البلاغه نيز آمده است . قرآن كريم در سورهء مباركهء دهر مىفرمايد : « وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً » « 1 » يعنى پروردگار « ابرار » با شرابى بسيار پاك و پاك كننده آنها را سيراب مىكند ، شرابى كه به قول مفسرين پيوند انسان را از هر چيز جز خدا مىبرد و او را تنها به خداوند متصل مىسازد . در نهج البلاغه گروهى از اهل معنى چنين توصيف مىشوند : « وَيُغْبَقونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَ الصَّبوحِ » « 2 » يعنى همانا شامگاهان پس از بامدادان بادهء حكمت سر مىكشند . لغت مىگويد كه « غبوق » پيمانهء شام و « صبوح » پيمانهء صبحگاهان است . آقاى دكتر معين چه نظر مىدهند ؟ آيا همهء اينها را نشانهء علائق گويندگان آنها به « مىمغانه » و آداب و رسوم كهن زرتشتيان مىدانند ؟ ! . آقاى دكتر معين در صفحهء 13 كتاب خود سخن مغرضانهء سرجان ملكم را نقل مىكنند مبنى بر اينكه « پيروان پيامبر عربى شهرهاى ايران را با خاك يكسان ساختند ، آتشكده‌ها را سوختند ، موبدان را از دم تيغ گذرانيدند ، كتابها و كسانى كه كتابها در اختيارشان بود از بين بردند ، موبدان را مجوس و ساحر مىدانستند و كتب ايشان را كتب سحر مىخواندند » . آقاى دكتر معين بهتر از سرجان ملكم از مآخذ تاريخ اسلام اطلاع دارند ، و از همه بهتر مىدانند كه اين اراجيف ساختهء شخص سرجان ملكم است و در هيچ سند

--> ( 1 ) . دهر / 21 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 148 .