مرتضى مطهرى
241
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
رفته است : « إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ » « 1 » ، و همچنين در مورد تسلط قانونى يك انسان بر يك عمل خاص نيز به كار رفته است : « وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً » « 2 » . كوچكترين ارتباطى ميان اين مفهوم و مفهوم « فرهء ايزدى » - كه گاهى مىگويند فروغى است ايزدى كه بر دل شخص بتابد و در پرتو آن به پادشاهى يا پيامبرى رسد ، و گاهى آن را به صورت عقاب يا گوسفند مجسم مىكنند - وجود ندارد . آيا بهتر نبود جناب آقاى دكتر معين به همان « مزديسنا و ادب پارسى » قناعت مىكردند و به « مزديسنا و ادب قرآنى » نمىپرداختند ؟ . آقاى دكتر معين اصرار مىورزند كه ثابت كنند آنچه زردشتيان كرده و مىكنند آتش پرستى نيست ، تنها قبله قراردادن آتش است ، آنچنانكه مسلمين كعبه را قبله قرار مىدهند ، در صورتى كه خود ايشان و هركس ديگر مىداند كه هيچ مسلمانى در وقتى كه رو به قبله مىايستد و نماز مىخواند نمىخواهد به كعبه تعظيم كند و نمىخواهد از كعبه استمداد كند و استعانت بجويد و براى كعبه روحانيت و قدرت ماوراء الطبيعى قائل نيست . اساساً يك نفر مسلمان در حال نماز رو به قبله هست ولى توجهش به قبله نيست ، يك نفر مسلمان در نماز مستقيماً با خداى خودش سخن مىگويد كه : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » . براى مسلمان رو به كعبه ايستادن نظير با جامهء پاك بودن و با وضو بودن و مستورالعورة بودن است ، يعنى از آداب نماز است نه هدف نماز ، و حال آنكه همهء آداب زردشتى تقديس و تعظيم خود آتش است با اعتقاد به تأثيرات ماوراء الطبيعى آن . از همه اسف انگيزتر اين است كه آقاى دكتر معين در فصلى كه تحت عنوان « مى مغانه » ترتيب دادهاند ، به پيروى پورداود چنين وانمود مىكنند كه تعبيرات « مى » ، « مغ » و غيره همه كنايه است از علاقهء شاعران ايرانى به رسوم و آداب زردشتى . در آخر اين فصل ، قسمتى از ترجيع بند معروف هاتف اصفهانى را كه در توحيد و وحدت وجود سروده است آوردهاند . آن ترجيع بند با اين بيت آغاز مىشود :
--> ( 1 ) . نحل / 100 . ( 2 ) . اسراء / 33 .