مرتضى مطهرى
222
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نشد مار كشته و ليكن ز راز * پديد آمد آتش از آن سنگ باز هر آنكس كه بر سنگ آهن زدى * از او روشنايى پديد آمدى جهاندار پيش جهان آفرين * نيايش همى كرد وخواند آفرين كه او را فروغى چنين هديه داد * همين آتش آنگاه قبله نهاد بگفتا فروغى است اين ايزدى * پرستيد بايد اگر بخردى فردوسى تحت تأثير تعبيراتى كه پس از اسلام در دفاع از تعظيم و تقديس آتش پيدا شده است ، در عين اينكه تعبير آتش پرستى مىكند ، باز مىگويد آتش را قبله قرار دادند . فردوسى در برخى اشعار ديگر خود دفاعهاى آنها را منعكس مىكند و مدعى است كه آتش براى آنها قبله و محراب بود نه معبود . در داستان رفتن كيكاوس و كيخسرو به آتشكدهء آذرگشسب چنين مىگويد : به يك هفته در پيش يزدان بدند * مپندار كاتش پرستان بدند كه آتش بدانگاه محراب بود * پرستنده را ديده پر آب بود بدانگه بدى آتش خوبرنگ * چو مرتازيان راست محراب سنگ معبود يا محراب عبادت مسألهء ثنويت كه در فصلهاى پيش دربارهء آن سخن گفته شد ، مربوط است به كيفيت توجيه بشر از هستى و جهان و آفرينش . فكر ثنوى در مقابل فكر توحيدى است ، اعم از توحيد ذاتى و توحيد افعالى . تعظيم و تقديس آتش ربطى به توجيه كلى جهان هستى ندارد و با مسألهء توحيد ذاتى يا افعالى مربوط نيست ؛ اين مسأله به توحيد در عبادت مربوط مىشود . صورت بحث اين است كه قطع نظر از مسألهء توحيد ذاتى و افعالى و قطع نظر از اينكه زردشتيان از نظر توجيه جهان ثنوى بوده يا نبودهاند ، از نظر پرستش چه وضعى داشتهاند ؟ فرضاً از نظر توجيه جهان و هستى يعنى از نظر توحيد در ذات و در خالقيت موحد بودهاند ، آيا از نظر عمل يعنى از نظر عكس العمل پرستشى بشر در مقابل پديدآورندهء هستى ، روشى توحيدآميز داشتهاند يا شرك آميز ؟