مرتضى مطهرى
221
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىپرستيم كه با اهورامزدا از يك جنس و يك طبيعت است ، بلكه اساساً پرستش آتش را انكار كردند و مدعى شدند كه ما اهورامزدا را كه خداى متعال است مىپرستيم و آتش را محراب و يا قبلهء خود قرار مىدهيم ، همچنانكه مسلمين هنگامى كه خداى متعال را پرستش مىكنند و نماز مىخوانند به سوى كعبه مىايستند بدون آنكه كعبه را پرستش كنند . زردشتيان از يك طرف به پيروى از سنت قديمى ، معمولًا هر جا سخن از تقديس و تعظيم آتش به ميان [ مى ] آمد كلمهء « پرستش » و « عبادت » را به كار مىبردند و از طرف ديگر براى اينكه خود را از حملات مسلمين نجات دهند به جاى كلمهء « پرستش » و « عبادت » از قبله قراردادن آتش سخن به ميان آوردند . دقيقى شاعر زردشتى معروف - كه مقتداى فردوسى در سرودن شاهنامه است ، يعنى اول او به سرودن شاهنامه پرداخت و فردوسى راه او را تعقيب و تكميل كرد - رسماً طبق سنت معمول زردشتيان كلمهء پرستش را به كار مىبرد . آنجا كه پيام فرشته را به زردشت دربارهء آتش نقل مىكند چنين مىگويد : پيامى بر از من به گشتاسب شاه * بگو كاى خداوند ديهيم و گاه سپردم به تو كار هر « آذرى » * كجا زان ببينى به هر كشورى نكوشند در كشتن آذران * به آب لطيف و به خاك گران بفرماى با موبدان و ردان * بدان پاك پاكيزه دل هربدان مغان را ببندند و كوشش كنند * همه « آذران » را « پرستش » كنند « 1 » فردوسى نيز در تعبيرات خود از همين سنت زردشتى پيروى كرده و در بسيارى از موارد كلمهء « پرستش » را به كار برده است . فردوسى در افسانهء معروف « كشف آتش » مىگويد : هوشنگ يك روز مار بزرگى ديد و به او حمله كرد و سنگ بزرگى برداشت كه به مار بكوبد . سنگ به مار نخورد و مار فرار كرد ولى به سنگ ديگرى خورد و آتشى جهيد و بدين ترتيب آتش كشف شد . آنگاه مىگويد : فروغى پديد آمد از هر دو سنگ * دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
--> ( 1 ) . نقل از مزديسنا و ادب پارسى ، ص 283 .